{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part4

part4
ویوانا
دیروز وقتی که دوست جونگ کوک رسوندم تو راه کلی حرف زدیم و خندیدیم من خیلی نشناختمش اونم فکر کنم من و درست نشناخته باشه ولی یک حسایی بهش دارم اون خیلی جذابه دل آدم واسش ضعف می‌ره دیشب آت بهم پیام داد که فردا بریم واسه ی خرید یک لباس سفید آستین دار پوشیدم و تنگ بو با یک دامن سفیدکه تایکم بالای زانوم بودو یک کتونی سفید خالص(😂)پوشیدم بابک کیف سفید خلاصه همه چیزم سفید بود مثل همیشه رفتم و رسیدم به مر کز خرید که آت و دیدم مثل همیشه لباسامون باهم تضاد داشت مثل همیشه هم که نه ولی بیشتر اوقات
&سلام عشقم
+سلام نفسم خوبی
&عالی عالی
+چت شده؟
&هیچی😁
+معلومه که هیچی!
&میگم آت تو دوست جونگ کوک رو میشناسی
+نه دیدی که اونروزم تازه فهمیدم وجود خارجی داره
&اوفففف یادم رفت اصلا مگه اون پسر عموت واسه آدم هواس می‌ذاره
+😂
&مرض ابرومون رفت
+وای آنا خیلی خوب بود
&چی؟
+قیافت😆
&هرهرهر سگ به خنده
+به خر بخنده
&😑
+چیشدفیافت رفت توهم
&ازدست تو
+من؟
&اره تو
+چرا وقتی اعصابت خرده من و کیسه بو کست می‌کنی
&من الان خیلی آرومم
+معلومه....واییی اناااا
&چی شده
+اون لباسارو
&واییی همشون سفیده بیا بریم
+باشه😁
&وای آت این خوشگله
+زیادی کوتاه و باز نیست مگه لباس خوابه؟
&اوففف آت من اینو میپوشم
+باشه ولی آنا واسه ی تو این خوب نیست
&باشه ولی اینو میگیرم وقتی بابچه ها دور همیم بپوشم
+هوففف باشه
&آت بیا واسه تو هم توی مایه های این بگیریم
+باشه
&این خوبه؟
+اوهوم
&خوبه
+وای آنا اون لباسرو خیلی خوشگله
&اره بهتم خیلی میاد
+من این و میخرم تو میخوای واسه اونجا چی بپوشیم
&اون چطوره
+عالیه
&پس میگیرمش
+…


من میدونید باره اولمه دارم می‌نویسم و امیدوارم خوشتون اومده باشه🥹
بوس بهتون😙
ممنون میشم حمایتمم کنید😁
خیلی واستون دیگه طولانی نوشتم😙
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

.......//برده ی زیبا//.......

سناریو از کورو

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط