پارت 10 صدای ماه
پارت 10 صدای ماه
جیمین:فعلا که گول خورده بودی 1 سال بود که نیومدی
جکسون:حالا میبینی چجوری به عشقت صدمه میزنم
جیمین:تو روی واقعی زنمو دیدی
بعد ات یکی محکم لگد زد جکسون رفت اونور دنیا😌😂
بعد بادیگاردای جکسون اومدن و همینطور ادامه زدن کردیم که جکسون اومد
ات:بهت خوش گذشت اون بالا بالاها
جیمین خندید اتم خندید
جکسون اومد لگد به ات بزنه ات جاخالی داد و پاشو تو هوا چرخوند و جکسون رفت تو درخت گیر کرد ماهم رفتیم خونه
جیمین:عشقم تو خیلی خفنی
ات:تنکیو
ات:یک سوال
جیمین:بله
ات:این جکسون بود دیگه
جیمین:اره
ات:خوب الان که منو نشونه گرفته منو برای چی میخواد
جیمین:نمیدونم شاید یک چیزی داری که هیچکس نداره مثلا قدرت رو میخواد مثلا شاید مجبورت کنه بادیگاردش شی چون قدرت زیاده و اینا
ات:اوهوم
جیمین:ناراحت نیستی
ات:نه چرا باید ناراحت باشم من که نمیزارم این اتفاق بیوفته
جیمین:اگه بیوفته
ات:فرار میکنم(😂😂
جیمین:باشه اصلا ولش کن من خودم نمیزارم نزدیکت بشه
ات:لازم نکرده
جیمین:اه اصلا بیا بریم فیلم ببینیم
ات:باشهه
جیمین:چه فیلمی
ات:ترسناکککککک
جیمین:باشه بابا خودتو نکش میزارم
فیلم ترسناک پخش شد و صدای زنگ در اومد هردوتامون جیغ کوتاهی کشیدیم
درو باز کردیم اعضای بی تی اس بودن یا همون عضو مافیا
و جیمین قضیه جکسون رو گفت
جین:ات چقدر تو خفنی ما تا حالا نتونستیم جکسون رو بزنیم
ات:واقعا این کارش خیلی اسون بود
همه باهم خندیدن
کوکی: خوب میتونیم جکسون رو شکست بدیم دیگه
جکسون دنبال نیروی ات هست برای همین ات هم که میتونه شکستش بدیم
جیمین:اره ولی اگه چیزیش بشه چی
ات:نترس من تا حالا چیزیم نشده
جیمین:اوم خوب پس چرا وقتی دوستت یونا رو با تفنگ گرفتم از اون کارات استفاده نکردی
ات:خوب از یک طرف دلم نمیومد بزنم از یک طرف من وقتی عصبانی میشم خیلی وحشتناک میشم برای همین ارامشم رو حفظ کردم
جیمین:گول قیافه جکسون رو نخوری ها
ات:اون مگه اصلا صورت داشت شبیه عن بود
تهیونگ:خوب پس..
یکی در زد
دیدیم جکسون بود درو باز کردیم ات جلو بود گفت خودم میخوام جلو باشم.
ات:پاهات سرت هیجات که درد نمیکنه جکسون(خنده توهین امیز
جکسون:میزاری بیام تو
ات:تو بیا برد تو کوچه های شهر
فکر کردی میزاریم بیای یهو جکسون ات رو کشید بیرون و تفنگ بالای سرش گذاشت ات و بقیه چشمک زد و ات یک حرکت خفن زد که بادیگارداش فرار کردن و تفنگم به ف%اک رفت و جکسون هم رفت
همه برای ات دست زدن و میخواست بیاد تو که.
جیمین:فعلا که گول خورده بودی 1 سال بود که نیومدی
جکسون:حالا میبینی چجوری به عشقت صدمه میزنم
جیمین:تو روی واقعی زنمو دیدی
بعد ات یکی محکم لگد زد جکسون رفت اونور دنیا😌😂
بعد بادیگاردای جکسون اومدن و همینطور ادامه زدن کردیم که جکسون اومد
ات:بهت خوش گذشت اون بالا بالاها
جیمین خندید اتم خندید
جکسون اومد لگد به ات بزنه ات جاخالی داد و پاشو تو هوا چرخوند و جکسون رفت تو درخت گیر کرد ماهم رفتیم خونه
جیمین:عشقم تو خیلی خفنی
ات:تنکیو
ات:یک سوال
جیمین:بله
ات:این جکسون بود دیگه
جیمین:اره
ات:خوب الان که منو نشونه گرفته منو برای چی میخواد
جیمین:نمیدونم شاید یک چیزی داری که هیچکس نداره مثلا قدرت رو میخواد مثلا شاید مجبورت کنه بادیگاردش شی چون قدرت زیاده و اینا
ات:اوهوم
جیمین:ناراحت نیستی
ات:نه چرا باید ناراحت باشم من که نمیزارم این اتفاق بیوفته
جیمین:اگه بیوفته
ات:فرار میکنم(😂😂
جیمین:باشه اصلا ولش کن من خودم نمیزارم نزدیکت بشه
ات:لازم نکرده
جیمین:اه اصلا بیا بریم فیلم ببینیم
ات:باشهه
جیمین:چه فیلمی
ات:ترسناکککککک
جیمین:باشه بابا خودتو نکش میزارم
فیلم ترسناک پخش شد و صدای زنگ در اومد هردوتامون جیغ کوتاهی کشیدیم
درو باز کردیم اعضای بی تی اس بودن یا همون عضو مافیا
و جیمین قضیه جکسون رو گفت
جین:ات چقدر تو خفنی ما تا حالا نتونستیم جکسون رو بزنیم
ات:واقعا این کارش خیلی اسون بود
همه باهم خندیدن
کوکی: خوب میتونیم جکسون رو شکست بدیم دیگه
جکسون دنبال نیروی ات هست برای همین ات هم که میتونه شکستش بدیم
جیمین:اره ولی اگه چیزیش بشه چی
ات:نترس من تا حالا چیزیم نشده
جیمین:اوم خوب پس چرا وقتی دوستت یونا رو با تفنگ گرفتم از اون کارات استفاده نکردی
ات:خوب از یک طرف دلم نمیومد بزنم از یک طرف من وقتی عصبانی میشم خیلی وحشتناک میشم برای همین ارامشم رو حفظ کردم
جیمین:گول قیافه جکسون رو نخوری ها
ات:اون مگه اصلا صورت داشت شبیه عن بود
تهیونگ:خوب پس..
یکی در زد
دیدیم جکسون بود درو باز کردیم ات جلو بود گفت خودم میخوام جلو باشم.
ات:پاهات سرت هیجات که درد نمیکنه جکسون(خنده توهین امیز
جکسون:میزاری بیام تو
ات:تو بیا برد تو کوچه های شهر
فکر کردی میزاریم بیای یهو جکسون ات رو کشید بیرون و تفنگ بالای سرش گذاشت ات و بقیه چشمک زد و ات یک حرکت خفن زد که بادیگارداش فرار کردن و تفنگم به ف%اک رفت و جکسون هم رفت
همه برای ات دست زدن و میخواست بیاد تو که.
- ۷.۱k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط