قصه قصه خون و انگشتر است..

قصه قصه خون و انگشتر است..
قصه‌یِ گریه‌ی مادر است💔.
قصه‌ی ⁷⁰متهم است و یک شهید.
چه قصه آشنایی داری ای شهید..
شنیدم به سرت هم لگد زدن هم
چاقو ! شنیدم غریب گیر آوردنت
و چقدر شبیه به ارباب شدی💔.

#لبیک_یا_خامنه_ای #امام_زمان #برای_ایران
دیدگاه ها (۰)

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

مافیای من

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

پارت ۳ زندگی سخت است اما اسان میشود....ویو آشا : دیدم و بعد ...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

رمان: رفتار سرد

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط