اسلحه را بر روی دوشش جابه جا کرد

اسلحه را بر روی دوشش جابه جا کرد

تا اندکی از سنگینی اش کاسته باشد

نباید بـه خستگی مجال می داد و بـه خواب اجازه ورود

او باید بیدار می ماند

تا پیرمرد و بچه هایش آسوده بخوابند
دیدگاه ها (۵)

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

پارت 5

پارت ۱۶

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

.....پارت ششم....

اتاقی که وجود نداشت (پارت آخر)صبح با سکوت عجیبی آغاز شد.نور ...

پارت ۵۴

....پارت بیستم....

پارت بیست و چهارم

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط