اسلحه را بر روی دوشش جابه جا کرد

اسلحه را بر روی دوشش جابه جا کرد

تا اندکی از سنگینی اش کاسته باشد

نباید بـه خستگی مجال می داد و بـه خواب اجازه ورود

او باید بیدار می ماند

تا پیرمرد و بچه هایش آسوده بخوابند
دیدگاه ها (۵)

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

پارت 5

پارت ۱۶

.....پارت ششم....

پارت ۵۴

پارت بیست و چهارم

....پارت بیستم....

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط