از فلیکس باشه لطفاً چند پارتی. 🫠

از فلیکس باشه لطفاً چند پارتی. 🫠
(دود آشنایی)
♡
#درخواستی
#چند پارتی
part 1
☆
شب بود و سوزه سردی می آمد هوا تاریک بود در کوچه سوم خیابان سئول هرج و مرج تازه تمام شده بود همین بک ساعت پیش بود که به فیلیکس حمله شده بود رئیس بزرگترین مافیا شهر سئول همه ازش حساب میبردن نشیته بود و پاهش را دراز کرده بود و تفنگ در دستش بود و داشت ان را تمیز میکرد خونی بود و خالی چون همین الان سوهوان رئیس بزرگ مافیا دشمن را کشته بود یکی از افرادش امد
«قربان همه چیز عادی شده افراد سوهوان پاک سازی شدن و کسی نماند»
فیلیکس بهش خیره شد و سیگارش را روشن کرد پکی طولانی کشید و به آطمان تاریک نگاه کرد و با صدای بمش «میدونی چی منو نابود میکنه اینکه دود من فقط بعد از هر پیروزی ام بوده و بدتر از اون اینکه تنهایی داره عذابم میده»
شروع کرد به قدم زدن و به لبه پل رسید رود هان بزرگ بود و انعکاس خودش را دید و سیگار را دور انداخت که یکی را دید نرم داشت شکلات دستش را میخورد
و به فیلیکس نگاه میکرد دختر منقبض شد و نگاهش را برگرداند که فیلیکس خندید «چیه.... منو میشناسی» دختر قرمز شد «فقط خواستم آشنا بشم و فهمیدم کی هستی»
«واقعا؟»
«بله آقای فیلیکس رئیس بزرگ م... مافیا» خندید اولین بار بود از ته دل بود
دختر هم نرم خندید و فیلیکس نزدیک شد «شایدم پسری که برای اولین بار فهمید زندگی میتونه دود پیروز و آشنایی را داشته باشد»

لایک یادتون نره منتظر تون هستم استی های قشنگ. 🌛✨♥🫠
.
.
.
.
.
.
.
. #فیلیکس #استری کیدز #سناریو#تک پارتی#لایک#آیدل#مافیا
دیدگاه ها (۴)

سناریو مایکی پارت یک

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۱:به...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

ابلیس

هم‌سلولی خطرناک (Part 4)آن شب، بعد از ساعت‌ها سکوت، جونگین ر...

Borrowed LifePART 1ساعت ۷:۳۰ صبح...-+خاموش شوووو... 😩لینا دس...

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... تا اینکه‌ ماشی...

رمان انفجار و امید

{محکوم به لمس } part ۵ 杂交种 در میان یه شب تاریک و دلگیر با ن...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒 🪽🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این بار من دنبالت گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط