رمان از دارکووو ژون🔪😁💘

پارت ۲
پارت قبل هم رمان بود اشتباه نوشتم😔😂

کلاه: اسلیتریننن
تو با ذوق از جات پا شدی و رفتی سر میز اسلیترین
که رو بردت هم دراکو بود
دراکو:تبریک میگم
ا/ت: ممنونم(سرخ شدن)
رفتین به خوابگاهاتون
*صبح *
تو نتونستی خوب بخوابی چون کل شب داشتی به اون فکر میکردی و برا همینم دیر پاشدی دیدی که پانسی داره اماده میشه توهم رفتی اماده شدی و رفتین سر کلاس اسنیپ
تو و دراکو دقیقا تو یه ردیف بودین
و خب تو هن خیلی خجالت کشیده بودی و هیچ حرکت خاصی انجام نمیدادی
یه لحظه رو تو طرف اون کردی که دیدی از قبل داشته بهت نگاه میکرده
سرخ شدی و یه لبخند ریزی زدی و برگشتی
کلاس اسنیپ تموم شد
تو که داشتی به خوابگاهت میرفتی دراکو رو دیدی سعی کردی چیزی نگی که خودش سمتت اومد و
دراکو:داری کجا میری
ا/ت: جوابشو ندادی و راهتو کج کردی
دراکو: مگه نشنیدی چی گفتم
ا/ت:چرا برات مهمه؟
دراکو پوز خندی زد و راشو کج کرد
دیدگاه ها (۲)

اسم داستان :{{پریود شدن در کلاس معجون سازی با پرفسور اسنیب ...

سناریو سانزو پارت 1

سناریو سو پارت اخر

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

متیو و دختری از جنس دریا p3

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»ژانر ؟!غمگین / درام شخصیت...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط