ارباب مرگ پارت ۷.

☆ویو کوک☆


با صدای آلارم بیدار شدم یدفه جین هیونگ اومد توی اتاق.


جین: عه بیداری چه عجیب خب حالا بلند شو بیا صبحونه بخور.


کوک: ام من صبحونه نمیخوام


جین: به چه دلیلی نمیخوای بیای


کوک: راستش... خب... اهم (سرفه الکی) مریض شدم


جین: بلند شو کوک بلند شو من گول نمیخورم


کوک: هوف باشه بابا بلند شدم

رفتیم پایین نشستم پشت میز سرمو گذاشتم روی میز


جیمی: کوک چته نکنه مریضی


کوک: نه فقط نمیخوام توی مدرسه با کیم تهیونگ عوضی روبه رو بشم


(خونه ته، یونگی، نامی)

❆ویو تهیونگ❆

ته: یونگیییییییی بیدارشووووو


یدفه از خواب پرید
یونگی: چه خبره چی شده زلزه اومده


نامی: نه نه زلزله نیست تهیونگه


یونگی: چیشده منو بیدار کردین


ته: باید بریم مدرسه


یونگی: چرا؟


نامی: احمق خیر سرمون معلمیم


یونگی باشه ولی رفتیم اونجا من چیکار کنم


ته: فقط بلند شو و آماده شو توی راه بهت میگیم

یونگی: قبوله

رفتیم مدرسه من باید میرفتم سر کلاس واسه شیمی.

رفتم توی کلاس چشمم خورد به اون پسرا جونگکوک و جیمین

ته: سلام من کیم تهیونگ هستم معلم جدیدتون و مثل معلم های قبلی باهاتون با صبر رفتار نمیکنم


شنیدم جونگکوک یواش گفت
کوک: خود شیفته


ته: جئون جونگکوک مراقب حرفایی که میزنی باش


یدفه یه دختر از اون سمت کلاس گفت
؟ وای استاد اینو ولش کنین خیلی پررو هست


ته: من با تو حرف نزدم پسر جواب نده
دیدگاه ها (۱۲)

شاگرد لوس من

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

*بعد از تولد جونگکوک و نامی که لس آنجلس بود ما قراره توی تور...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

#عشق_بعد_نفرتپارت 11"سه ساعت بعد" کوک: من دیگه نمیتونم پوففف...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

پنهان عشق

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت اول: دوست‌پسر خطرنا...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط