عشق دردناک_Painful love

ᴘᴀʀᴛ38:

رفتیم از خونه بیرون
وایسادم تا تهیونگ ماشینشو از پارکینگ در بیاره
سوار شدیم
داشت رانندگی میکرد بهش نگاه کردم
_اخه چطوری میتونه وقتی داره رانندگیم میکنه انقدر جذاب باشههه فکر نکنم بتونم باهاش زندگی کنم(با خودش میگفت)
+ چیه ات چرا اینطوری نگاهم میکنی؟
_هیچی
+پس چرا قرمز شدی؟
_قرمز؟
تو اینه خودمو نگاه کردم
_اخه چرا انقدر زود قرمز میشی فکر کن بخواد بب.وستت دیگه فکز کنم سیاه میشم اهههههه خیلی رو مخه
یه‌جوری نگاهم کرد که حس کردم
اگه یه ثانیه دیگه اونجوری نگاهم کنه ،
سکته میکنم
+ ات؟
_هوم؟
یهو ماشین وایساد
_چیشد؟
+میشه دوست دخترم بشی؟
یه لحظه قلبم تند زد
خم شد و ل.باشو روی ل.بام گذاشت
که یهو صدای بوق ماشین شنیدیم که باعث شد از هم جدا بشیم عقبو نگاه کردیم
_وای شت وسط خیابون وایسادیم(خجالت)
+ اوه اصلا حواسم نبود
خندید
با نگاه کردن بهش و صدای خندیدنش دلم خواست بغلش کنم و ب.ب.وسمش
رسیدیم فروشگاه
تهیونگ درو برام باز کرد
دستشو سمتم دراز کرد
لبخندی زدم و دستشو گرفتم
باهم رفتیم فروشگاه
_خب چی بخریم
+خب فکر کنم پودر کیک آماده دارن نه؟
_اوو اره اینجاست
همه چیو خریدیم
و برگشتیم خونه
هانگ‌سو به سرعت دوید سمتم،
•برا تزئین چیز خریدی دیگه یا دوباره یادت رفت؟
_بیا اینم تزئینیا
•یا خدا چقدر چیز خریدی چطوری اینارو تو کیک جا بدیم
_بحث نکن شروع کن
منو جیا شروع کردیم کیک رو درست کنیم
^خب تو برو با تهیونگ خامرو درست کنین من خودم کارمو بلدم
•اوکی جیا منم میام کمکت
^لازم نکرده
•وقتی سوزوندیش بعد لازم نکردرو میفهمی
^باشه بابا بیا
_شما دوتا کاپل خوبی میشین(خنده)
•چرت و پرت نگو ات
• راستی خوراکی نخریدین؟
+امشب یه سوجو بزنیم؟
^من ابجو میخورم
•با یه فیلم ترسناک خیلی خوب میشه
_حلههه

سکوت شد
همه منتظر بودیم کیک بپزه
رفتیم سمت خامه ها تهیونگ خامه هارو توی ظرف ریخت
هانگ سو و جیا رفتن رو مبل نشستن و باهم کلکل میکردن
تهیونگ از پشت بغلم کرد
_چیکار میکنی میبینن
+ تو دیگه مال منی ببینن چی میشه
خندیدم و به طرفش برگشتم
_ممنون که پیدام کردی
سرشو به صورتم نزدیک تر کرد
نفساش به صورتم میخورد
+ دوستت دارم
_منم همینطور
ل.باشو روی ل.بم گذاشت
که نگاهای سنگین دو نفرو حس کردیم
^یوقت نگین اینا اینجان زشته ها
•نچ نچ نچ یعنیا اتاق داریم ولی اینا این وسط کاراشونو میکنن
از خجالت اب شدم
+ خب ات دیگه مال منه مگه اشکالی داره حالا جلو هرکی باشه
^ایشش اوکی به کارتون برسین
دیدگاه ها (۲)

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۵ | «هدیه‌های کوچیک» 🎁😂 ب...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕07⊹˚₊𐙚کوک:ـ نمی‌دونم، شاید مثلاً بری ب...

اسمات ...............[منحرف ها کامنت ها]ویو تهیونگ :داشتم جی...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

رمان رفتار سرد

THE FIRST KISSPART: 10ویو تهیونگ: ات از اتاق رفت بیرون اون ن...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓t3 ⊹˚₊𐙚𓆩♡𓆪 ─────────────── 𓆩♡𓆪🌷 ویو آت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط