𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆
𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆
Part 35
صبح روز بعد، ویولت لباسش را آماده کرد و همراه هوسوک وارد سالن شورا شد.
چند نفر از اعضای شورا دور میز نشسته بودند.
یکی از آنها با دیدن ویولت کمی مکث کرد.
ـ شاهدخت، قرار بود این جلسه فقط درباره مسائل شمال باشه.
هوسوک قبل از اینکه ویولت چیزی بگوید، جواب داد:
ـ میدونم.
مرد پرسید:
ـ پس چرا ایشون اینجاست؟
هوسوک با آرامش گفت:
ـ چون از امروز بخشی از مسئولیتهای من به ایشون هم مربوط میشه.
ویولت با تعجب به هوسوک نگاه کرد.
این اولین بار بود که او جلوی دیگران اینطور از جایگاه ویولت دفاع میکرد.
جلسه شروع شد.
موضوع درباره مشکلات مالی یکی از شهرهای شمالی بود. چند نفر پیشنهادهایی دادند، اما هیچکدام عملی به نظر نمیرسید.
ویولت مدتی ساکت ماند.
بعد آرام گفت:
ـ اگه اجازه بدین، من یه پیشنهاد دارم.
همه به سمتش برگشتند.
هوسوک هم نگاهش کرد.
ویولت توضیح داد که به جای افزایش مالیات، بخشی از هزینههای غیرضروری قصر برای مدتی کاهش پیدا کند تا فشار کمتری روی مردم باشد.
یکی از اعضای شورا مخالفت کرد.
ـ این تصمیم ممکنه برای قصر دردسر ایجاد کنه.
ویولت گفت:
ـ ولی حداقل مردم مجبور نمیشن هزینه تصمیمات قصر رو بدن.
سالن برای چند ثانیه ساکت شد.
هوسوک به او نگاه کرد.
بعد گفت:
ـ پیشنهادش منطقیه. بررسیش کنید.
جلسه ادامه پیدا کرد.
بعد از پایان جلسه، وقتی همه خارج شدند، ویولت رو به هوسوک کرد.
ـ فکر نمیکردم از پیشنهادم حمایت کنی.
هوسوک پروندهها را جمع کرد.
ـ چون پیشنهاد بدی نبود.
ـ فقط همین؟
ـ انتظار داری به خاطر یه پیشنهاد خوب ازت تعریف کنم؟
ویولت خندید.
ـ آره، حداقل یه «آفرین»!
هوسوک نگاه کوتاهی به او انداخت.
ـ آفرین.
ویولت لبخند زد.
ـ خیلی سخت بود؟
ـ خیلی.
ویولت خندید و از سالن بیرون رفت.
هوسوک چند لحظه همانجا ماند.
بعد زیر لب گفت:
ـ واقعاً دردسرسازی...
اما این بار لحنش بیشتر شبیه رضایت بود تا شکایت.
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 35
صبح روز بعد، ویولت لباسش را آماده کرد و همراه هوسوک وارد سالن شورا شد.
چند نفر از اعضای شورا دور میز نشسته بودند.
یکی از آنها با دیدن ویولت کمی مکث کرد.
ـ شاهدخت، قرار بود این جلسه فقط درباره مسائل شمال باشه.
هوسوک قبل از اینکه ویولت چیزی بگوید، جواب داد:
ـ میدونم.
مرد پرسید:
ـ پس چرا ایشون اینجاست؟
هوسوک با آرامش گفت:
ـ چون از امروز بخشی از مسئولیتهای من به ایشون هم مربوط میشه.
ویولت با تعجب به هوسوک نگاه کرد.
این اولین بار بود که او جلوی دیگران اینطور از جایگاه ویولت دفاع میکرد.
جلسه شروع شد.
موضوع درباره مشکلات مالی یکی از شهرهای شمالی بود. چند نفر پیشنهادهایی دادند، اما هیچکدام عملی به نظر نمیرسید.
ویولت مدتی ساکت ماند.
بعد آرام گفت:
ـ اگه اجازه بدین، من یه پیشنهاد دارم.
همه به سمتش برگشتند.
هوسوک هم نگاهش کرد.
ویولت توضیح داد که به جای افزایش مالیات، بخشی از هزینههای غیرضروری قصر برای مدتی کاهش پیدا کند تا فشار کمتری روی مردم باشد.
یکی از اعضای شورا مخالفت کرد.
ـ این تصمیم ممکنه برای قصر دردسر ایجاد کنه.
ویولت گفت:
ـ ولی حداقل مردم مجبور نمیشن هزینه تصمیمات قصر رو بدن.
سالن برای چند ثانیه ساکت شد.
هوسوک به او نگاه کرد.
بعد گفت:
ـ پیشنهادش منطقیه. بررسیش کنید.
جلسه ادامه پیدا کرد.
بعد از پایان جلسه، وقتی همه خارج شدند، ویولت رو به هوسوک کرد.
ـ فکر نمیکردم از پیشنهادم حمایت کنی.
هوسوک پروندهها را جمع کرد.
ـ چون پیشنهاد بدی نبود.
ـ فقط همین؟
ـ انتظار داری به خاطر یه پیشنهاد خوب ازت تعریف کنم؟
ویولت خندید.
ـ آره، حداقل یه «آفرین»!
هوسوک نگاه کوتاهی به او انداخت.
ـ آفرین.
ویولت لبخند زد.
ـ خیلی سخت بود؟
ـ خیلی.
ویولت خندید و از سالن بیرون رفت.
هوسوک چند لحظه همانجا ماند.
بعد زیر لب گفت:
ـ واقعاً دردسرسازی...
اما این بار لحنش بیشتر شبیه رضایت بود تا شکایت.
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۳.۷k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط