نگذار جانم...

نگذار جانم...
نگذار هرکَس که آمد و ماندنی نشد
تو را،
دلت را،
و صداقتت را
با خودش یدک بکِشد،
نگذار دوست داشتنت را قیمت بگذارد،
که هر وقت از سر بی‌حوصلگی،
از سرِ نبودنِ آرامش
آمد و سراغت را گرفت،
حالت را پرسید،
دلت را قلقلک داد
و باز رفت
تو بمانی و دنیایی از اشک،
تو بمانی و چرا و امّا و اگر...
آنکه می‌رود،
باید می‌رفت
تو هم برو،
تو هم خودت را
از لحظه‌هایش که هیچ،
ازفکرش هم بگیر؛
تو باید تمامت بماند
برای آنکه تمامش تنها و تنها
برای توست...!
#خاص
دیدگاه ها (۱)

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

تهکوک؛ اسیر سایه‌هاپارت یکشب، دانشگاه تقریباً خالی شده بود.ج...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

میبخشی پارت ۳

ا/ت تمام روز به حرف‌های سوکجین فکر می‌کرد.«تصمیمی که می‌گیری...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

حتی گل‌ها هم می‌دانستPart 2ماه در آسمان مانند جواهری می‌درخش...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط