ادامه پارت 12

+وا چه منحرف
_😏
+بسه بگیر بخواب دیگه زیادی داری حرف میزنی هاااا
_اوک
(فرداصبح)
ا. ت: از خواب بیدار شدم تهیونگ نبود رفتم پایین دیدم نیست پس رفته شرکت(گایز من یادم نمیاد که ایا گفته بودم شغلش چیه یانه پس الان میگم توی شرکت کار میکنه و رییسم هست) رفتم یه چیزی سر هم کردم صبحانه خوردم، بعد زنگ زدم به مامانم
(مکالمه ا. ت و مامان)
+سلام اومااااا
*به به دخترم چه عجب یادی کردی
+دیگه سلامم نمیکنی(با حالت کیوت)
*سلام و عرض ادب خدمت سرکار خانم ا. ت
+سلام بر مادر گرامی
بعد هر دو خندیدن
+مامانی میخوام یه چیزی بهت بگم
*بگو ببینم
+دالی مامانبزلگ میشی(با حالت کیوت)
*چییییی وای باید خوب به خودت برسه خوب غذا بخوری مواظب شکمت باشی ضربه نبینه اوکی شد هاااا
+یا بنگتن مامان جوری که تو گفتی تا صدددد سال دیگه هم یادم نمیره
+*😂😂
*دختر من دیگه باید برم فعلا
+بای
پایان مکالمه
پرش زمانی ظهر
صدای چرخیده شدن کلید توی در اومد و اقا وارد شد
_ا. تتتتتتتتت
+یا خداااا چی شده
_......

وووو خمارییییی 😂😐😊
های گایز خب اینم بقیه پارت 12 پس تا 13بای😂
دیدگاه ها (۵)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

My Boy❄

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

فیک تهیونگ

سرنوشت پارت(۵)بعد چند مین تهیونگ با سرعت اومد سمتم تهیونگ:ا/...

مافیای من

سناریو سانزو پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط