𝚙𝚊𝚛𝚝⁵

عشق یا نیاز( 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐨𝐫 𝐧𝐞𝐞𝐝)𝚙𝚊𝚛𝚝⁵

منجیر: سلام خانم هه جی لطفا بشینید + سلام شما؟ منجیر: من منجیر آقای جانکوک هستم ایشونم خودشونن + نیاز به معرفی ایشون نبود از پس این خانم تو گوشم کرده میشناسم همشون رو . مینا زد تو پام ¥ سلام من دکتر هه جی هستم . منجیر: خب ما یک نفر هم اینجا گرفتیم که کوک رو معاینه کنن و دقیقا اون چیزی که شما بهش گفتین رو گفتن میتونم بپرسم از کجا فهمیدید + یکی از استاد های مینا بهمون گفت . منجیر: آها الان اوضاع دو تاتون وخیم نشده و اینکه این نیازی که بینتون هس بر طرف شه شما باید به طور دو سال پیش کوک باشین چون اون در کره کار داره و نمیتونه ایران بیاد شما میتونین بیان و در کره ادامه تحصیل بدین + واقعا لازمه . منجیر: برا سلامتی دوتاتون هس + یه شرطی دارم. منجیر: بفرمایید + دوستم هم بیاد منجیر: مشکلی نیست کنار خونه ی کوک یه خونه اجاره میشه براش + ممنون . باباش: دخترم بدون بخاطر سلامتیت تو رو اونجا می‌فرستیم هر از گاهی اگر وقت کردم میام پیشت ما میریم + باشه خداحافظ دوستون دارم . _ منجیر وایسا یه برگه خودکار بده بهم منجیر: بیا ها راسی اتاقتون یکیه دوستش هم میره پیش تهیونگ چون همه اتاق ها پره +¥ جاننننن؟ ..... _ خب خانم هه جی شرط میزاریم من می‌نویسمشمون .... + فضولی ممنونع ... همین _ ارع . تهیونگ بیا اینجا . + خب منم میگم به غیر از نیاز هیچ غلطی دیگه نمی‌کنیم _ باشه ¥ میگم تخت ها جداعع . ( علامت تهیونگ ÷ ) ÷ ارع تو دوستشی ¥ اوفف خدا رو شکر ارع ÷ آرمی هسی + ارع کشت منو ¥ هه جی خفه ÷ چرا؟ + تو گوشیش پره از عکسای شما و کلی فیلم ادیت شده و کلی عکس از کامنت ها و کلی ایمیل مختلف به اسم هر کدومتون ¥ بسه دیگه + هنوز مونده ولی دیگه نمیگم ÷ پس فن هسی ¥ با افتخار میگم ارع . همه زدن زیر خنده ¥ نخندین خو + اخخخ ¥ چت شد دوباره ؟ + درد میکنه درد میکنه ÷ کوک باید بری عملیات + ها به این زودی نمیشه حاضرم درد و تحمل کنم ولی انجام ندم ¥ شاسکل الان میمیری.... کوک رفت تو اتاق با کمک مینا رفتم تو اتاق.....

۴۰ لایک
دیدگاه ها (۳۸)

رئیس دوست داشتنی من پارت ششم من درسرکار بودم و کار میکردم ک...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

گل خونی پارت 56 @ منم مادرمت - خالع خب اونم بیاد @ باشع عزیز...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

#پارت_4من (با لبخند کمرنگ): «دیگه دیر نمی‌کنی؟»کوک خندید و م...

the first lie

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

پارت پنج

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط