ویکوک شات _ هوپ مستر

گرمای خورشید رو روی صورتم حس میکردم ، همراه نسیم ملایم صبحگاهی.
من و تهیونگ توی ویلا تنها بودیم
دیگه بعد از فوت هوپی ، تهیونگ نزدیک ترین و مهم ترین فرد زندگیم بود ، با چشمای خوابالود بلند شدم و رفتم سمت اتاق تهیونگ
کوک: تهیونگاااا ، بلند شو دیگههه صب شده 😐
بیخیال به سمت آشپزخونه رفت و با کلی خرابکاری بلاخره یه پیتزای کوچولو واسه خودش و تاتا درست کرد *بجز پیتزا چیز دیگه ای به ذهنم نرسید😭😐* تهیونگا بعد از 10 دقیقه بیدار شد و رفت کوکی رو از پشت بغل کرد 🥂
تهیونگا : کوکی ، نگران نباش ، ما از پسش بر میام ، باید قوی باشیم و با فوت هوپی کنار بیایم :)
کوک : مرسی که همیشه کنارمی و بهم انگیزه میدی کیم تهیونگا ، دوست دارم ♡
*پیتزاشون رو خوردن و راجع به مراسم فوت هوپ کلی حرف زدن *
دیییینگ دییییینگ
تهیونگ : آره آر .... صدای زنگ در میاد ! من برم درو باز کنم❔
درو باز میکنه ' عه پستچیه ❕
پستچی : سلام کیم تهیونگ ، این نامه از طرف یه ناشناس واسه شما ارسال شده ، بفرمایید
تهیونگا : سلامم ، باشه ممنون
با قدم های آروم به سمت کوک میره و بهش جریانو میگه
کوک : وای خب بازش کن ببین چی نوشته توش
تهیونگ نامه رو با صدای بلند میخونه : سلام تهیونگا و کوکی عزیزم ......



‌ ‌خب 😐😂🦕 ادامشو میتونید تو پارت ² بخونید :) منتظر اتفاقای هیجاااااان انگیز و نیو باشید 🤤🦕
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

شاگرد لوس من

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

فیک تهکوک وارث زار

{عشق فراموش شده}[P 10](ویو یوری) کت خود بی معرفتش بود. فکر م...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty twoویوی تهیونگ :صبح با صد...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۱ویو راوی نورا ...

الماس زیبای من ...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط