{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق خون اشام🕷🍷

عشق خون اشام🕷🍷

_____________________________


پارت: ۶


______
مدرسه
______

ناشناس: پس اینجایی
ا. ت: صدا اشناس (برمیگرده)
ناشناس: سلام
ا. ت: تو کیی ماسکت بده پایین
ناشناس: بیا
ا. ت: جیخ
ناشناس: فمیدی کیم حالا زود تر میای کره و به کسی نمیگی من دیدی بای
ا. ت: چه شکلی💀
ناشناس:؟!
جیهوپ: ا. ت ببخشید
ا. ت: جیهوپ کمک
ناشناس: بدو بیاااع
ا. ت: کمککککک
جیهوپ: کجا میبریششش کثافت
ا. ت: جیخخخخ
جیهوپ: گرفتمت
ناشناس:تف تو روحت ا. ت(فرار)
جیهوپ: اون کی بود
ا. ت: نمیدونم(گریع)
جیهوپ: بیاح(بغلش میکنه)
ا. ت: هیق(محکم میچسبش سرش میزاره رو سینش
تانی: عشقم کجاییی (از دور)
ا. ت: عهه
جیهوپ: راحتم
ا. ت: اخه (فرار)
جیهوپ: نیش خند میبینمتت
تانی: نفصممممم
جیهوپ: جان
تانی: زنگ مدرسه خورد باهم بریمـ
جیهوپ: مح کار دارم یه ساعت بعد هم میبینیم دگ
تانی: باشه زودی میام
جیهوپ: باشه
تانی خودافظ
جیهوپ: خدافظ
ا. ت: پوففف
جیهوپ: وای قلبم
ا.ت: چی شد
جیهوپ: قلبم نتونست قشنگیت تحمل کنه
ا. ت: حیح (خجالت)
جیهوپ: خو الان میریم باهم فروشگاه تا غذا درست کنیم برا شام
ا. ت: رلت تا شب نمیره ها
جیهوپ: یکاری میکنیم
ا. ت: ولش بریم خونه برا رلت کیک درست کنی
جیهوپ: پس یکم وقت گذروندن
ا. ت: عح جیهوپ
جیهوپ: جان
ا. ت: عژب
جیهوپ:😹😹
ا. ت: خا بریم
جیهوپ: سوار ماشین شو مادام
ا. ت: من اونقد ارزش ندارم بم میگی مادام
جیهوپ: نظرت ماه ارزش نداره
ا. ت: ماه ارزش خاصی داره مثل الماس
جیهوپ: همون ارزشی که ماه به تو میده منو عاشقت کرد
ا. ت: عجباا
جیهوپ: ولش بریمـ




_________
خونه*اشپذ خونه
_________

ا. ت: خب بریم تو کارش
جیهوپ: بریم مادام
ا. ت: نگوووو هعی مادامم
جیهوپ: پس بگم مادام ا. ت
ا. ت: اذیت نکن
جیهوپ: نکردم
ا. ت: حیح
جیهوپ: من بلد نیسم
ا. ت: پس بیا بهت یاد بدم
جیهوپ: با کمال میل میام
ا. ت: خا.............. ..............
جیهوپ: توضیح نا
ا. ت: پس بیا درست کنی
جیهوپ: باشه

(نیم ساعت بعد)

ا. ت: خو تموم شد و درست شد
جیهوپ: اره
ا. ت: نیا عقببب
جیهوپ: چرا (یه قدم)

بیو نویسنده(جیهوپ میوفته رو ا. ت وح لبش میره رو گردن ا.ت و وقتی چشاش بهش میخوره.....

اخر این پارت
شرط نداریمـ
لایک کنین
کاکا باشین
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

رمان قلب در تاریکی

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو خط قرمز پارت ۳

سناریو باجی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط