شازدِهـ کوچولو پُرسید :[:person_bowing_deeply:🏻 ]

شازدِهـ کوچولو پُرسید :[:person_bowing_deeply:🏻 ]
غَمگینـ تَر از اینکِهـ بیایـ و
کَسیـ از اومَدنتـ
خوشحالـ نَشِهـ چیِهـ؟✨
روباهـ گفتـ :[ 🐺 ]
[بریـ و کَسیـ متوجِهـ رَفتنتـ نَشِهـ]💔
دیدگاه ها (۳۸)

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

#قولی_که_شکست ###پارت ۳ فلش بک......۲۳ سال پیش همه خوش حال ب...

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

‌ حکایت | انگشتر گمشدهروزی مردی در بازار انگشتری ارزشمند پید...

جنگل نفرین شده پارت ۲۲

🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌙💌ماه آروم به جیمین نگاه کرد و لبخند زد. + می‌دونی...

در خواستی یاندره باجی

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 30تهیونگ هنوز به اسم روی صفحه خیر...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_42فصل هجدهم | ش...

.....پارت هفدهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط