ایدل من

پارت ۲۲
*خوب جونگ کوکی ناراحت نمیشی که من کاری کردممم
_نه ناراحت نمیشم
*خوب پس شروع
_شروع
&عشقم بهش آسون نگیر
+سانگ ژه بهش ِآسون بگیر ااا عشقم گفت بهت آسون بگیرم تو الان میگی آسون نگیررر
&خوب باشه بابا
*ااا شما دوتا بسه خوب کوکی شروع کنیم
_باشه شروع کنیمم
خوب اول مبارزست
+خوب مثل مراحل ما پیش برووو
*باشه
*خوب اول تو بزن
_درد نمیگره
*خب نمیدونم ولی بزن
زبان نویسنده♡○_______
نمیخواست محکم بزن آروم زد و سانگ ژه افتاد
ویو سانگ ژه ♡♡_________
واقعن درد داشت ولی پاشدم بازم کم نیوردم
*خوب نوبت منه
جیمین :خوب کو چولو ببینم چیکار میکنییی
*قدرت من کمه هیچ کار نمیکنم
جین :خوب چرا از سونگمین یاد نمیگری یا بری کلاس
*خوب اون دوست داره رشتشو و چندتا رشته میره که پسرا رو هم بتونه بزنه من میرم یه ورزشای دیگه خوب هرکی یه سلیقه داره ولی منم کلاس میرم برای قدرت داشته باشم یکی رو بزنم ولی خوب نمیشهه من فقط دخترا رو میتونم بزنم ولی پسرا رو نه(همه اینا رو بدون نفس کشیدن میگفت
همه با تعجب نگاه میکردنن
شوگا:اووو باشه فهمیدم یکم به خودت نفس بده جوجه (لبخند )
*اههه میدونم زیادی حرف زدم شروع کنم
زبان نویسنده☆☆________
با پهاش زد به گوش جونگ کوک ولی قدرت زیادی نبود
ویو جونگ کوک ♡__________
بلد بود دعوا کنه ولی قدرت زیادی نبوددد
زیاد درد نگرفت عادی بود
جیهوپ :اووو خوبه بلدی ولی قدرت بدنی زیاد نیست
*اوهوم خوب درد نگرفت میدونم بریم مرحله بعد
_عالی بود ولی آره درد نگرفت بریم
&ااا عشقم یکم محکمتر میزدی
+همینطور ادامه بده (خنده)
*اههه شروع نکنین عشقم تا این حد میتونم دیگه
+خوب فقط مشکل سانگ ژه نیست عشق من خیلی قویه
&اااا یعنی من قوی نیستم
+خوب چرا هستس ولی خوب
&خوب چی میخوای حرصمو در بیاری قدرت سانگ ژه کمه باور کن
*اووو باشه قدرت من کمه شما فقط بس کنید
خوب شروع کنیم بوکس اینبار اوکی
_خب اوکی شروع کنیم (لبخند)
زبان نویسنده ♧♧~~~________~~~
شروع کردن خوب همه میدونن جونگ کوک تو بوکس مهارت داره اول سانگ ژه زد خوب بود نوبت جونگ کوک شدد اون عالی میزد سانگ ژه تو این مرحله بازم باخت
*اهه بازم باختم
&الان اون به سادگی برد
_تهیونگ تو حسودی میکنی خوب دیگه هرکی و یچیزی مهارت داره
+آه سانگ ژه مرحله بعد بروو خیلی ذوق زدمم
همه اعضا :ادامه بده تو عالی میری ناراحت نباش
*نه نیستم فقط این دوتا بحث میکنن خوب کوکی مرحله بعد

+وایسا سانگ ژه تو امتیاز نمیدی چرا من یادم رفتتت بهت بگم
*ااا خوب چرا تو ذهنم نگه میدارم بعد جمع کلو میگم میزاری حرف بزنم
+اووو باشه چطه خوب اوکی حرف بزنت
*خوب شطرنج این مرحله
_باشه بریم ولی قبلش آب بخوریم
*آره بخوریم
رفتم آب خوردیم اومدیم
*خب شروع
نامجون :او. سانگ ژه چه حرفه ای هستی
جیمین :ایول ادامه بده
جین:فکر نمیکردم حرفه ای باشی
شوگا :اوو اینو خوب بلدی
بعد دقایقی بازی سانگ ژه برد
_اوووو آفرین خوب تو بردی
*اه بلاخره یه مرحله بردم
&آفرین عشقم
همه :آفرینن عالیه
*مرسی خوبب مرحله بعد حاضر جوابیه که اینم میبرم ( خنده)
_اووو که اینطور باشه شروع کنیم
زبان نویسنده ●~~~~~~~~~~●~~~~~~~●
خوب شروع کردن بحث کردن سانگ ژه انقدر تند تند جواب میداد همه تعحب کردن بعد از کلی بحث جونگ کوک حرف کم آورد و حتا نفس نمونده بود براش اما سانگ ژه هنوز داشت حرف میزد
_خوب خوب من باختم دیگه نفس نموند برام این نفسو از کجا میاری تو
شوگا:اه اون حرف میزد من نفسم قطع شد
همه :خنده
*لبخند خوب دیگه نمره ها مجموع شون حساب کنم اولی ۸ دومی ۹ سومی ۶ چهارمی هم ۷ مجموعش میشه ۳۰ خب برنده شدیی
+عالییییی
_مرسییییی( لبخند)
همه دست زدن
*خوب عالی بودیییی
_مرسی همچنین
شوگا:خوب دیگه بریم بخوابیم
جیهوپ :اوووو باشه بریم
همه خنده
جونگ کوک سونگمین روبغل کرد و بعد رفتن
دیدگاه ها (۱)

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

پارت ۴۶

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

اجبار به بدبختی پارت ۴۷

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

پارت ۱۰یونا: نههه چرا تویونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیهیونا:...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط