.

.
بابعضی هاحالِ آدم یک جوری میشود ؛
یک جورِخوب ..
از آن خوب هایی که
شَبیه خوردن آب یَخ وسط گرمای تابستان است ،
یاشاید هم شَبیه خوردن گوجه سَبز
بانمک است که به تلخی هم نمی زند ،
شَبیه قدم زدن در زیر باران ..
میدانی آدم خیالش یک جورِخاص راحت است ،
راحت از آن که
خوبی شان هیچوقت تَه نشین نمیشود ..
این جور آدم ها شبیه فرش
رنگ به رنگ نمیشوند ،
شَبیه باران می مانند ؛
هَمین قدر لطیف ..
هَمین قدر آرام ..
هَمانقدر دلنشین ... _مهدیه صالحی
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲: اولین کلمات؛ شکافِ میانِ سکوتسکوتِ میانِ آن‌ها، سنگی...

«کوک؟»«هوم؟»«لازم نیست همه‌چیز رو تنهایی حل کنی.»مداد در دست...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

جهانی میان بیداری و خواب Part:3

بابعضی هاحالِ آدم یک جوری میشودیک جورِخوب ...از آن خوب هایی ...

بابعضی هاحالِ آدم یک جوری میشودیک جورِخوب ...از آن خوب هایی ...

بابعضی هاحالِ آدم یک جوری میشودیک جورِخوب ...از آن خوب هایی ...

بابعضی هاحالِ آدم یک جوری میشودیک جورِخوب ...از آن خوب هایی ...

بابعضی هاحالِ آدم یک جوری میشودیک جورِخوب ...از آن خوب هایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط