{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار نزدیکیای ونک به یه ترافیک بدجور خوردم, یهو انداختم

یه بار نزدیکیای ونک به یه ترافیک بدجور خوردم, یهو انداختم تو یه کوچه فرعی و گازشو گرفتم, ملت هم خیال کردن من راهو بلدم, مثل اسب افتادن دنبالم, یکم اینور اونور پیچیدم, آخر خوردم به یه بن بست, خیلی ضایع شدم , خیلی آروم و ریلکس , ماشین رو ته کوچه پارک کردم و جلوی یه در ایستادم و الکی شروع کردم ور رفتن با گوشیم, بنده خداها یه ساعت طول کشید ,ماشیناشونو سر و ته کنن و برگردن.
دیدگاه ها (۶)

پارت دوازدهم《خونه》《Custom kiss》 ویوتهیونگ:...

یه بار نزدیکی های ونک تو یه ترافیک بدجور گیر کرده بودم یهوان...

یه بار نزديکي هاي ونک تو يه ترافيک بدجور گير کرده بودميهو ان...

دختره مافیایی🖤⛓

پارت۳۱امروز داشتم با جه سو از دانشگاه خارج میشدم جه سو :پس ی...

من عاشق شدمپارت(16)☆☆☆☆☆☆☆☆هه سو:هوفففف امروزم مثل هر روز کا...

فیک:The girl I bon’t likeپارت17:ی هفته بعد: سانهی: داشتمـ م...

فص 2 قسمت 16

p9

#پارت_بیسـت_و_نـهم "با نفس نفس زدناش من و گذاشت پایین و دستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط