من عاشق شدم
من عاشق شدم
پارت(16)
☆☆☆☆☆☆☆☆
هه سو:هوفففف امروزم مثل هر روز کار کردن خسته کننده بود
(صدای بوق ماشین)
هه سو:ها!
اون ته هاعه؟
ته ها شیشه ی ماشین رو میده پایین و به هه سو میگه سوار شو
هه سو:برا چی اومدی خودم میومدم خونه
ته ها:نه از این به بعد من میرسونمت اینور و اونور
هه سو نگاه چپی به ته ها میکند و سوار ماشین میشود
ته ها:خوب بنظرت کجا بریم؟
هه سو:خونه دیگه
ته ها:نه بریم دور بزنیم تو خیابونا
هه سو:نههه من خستم بریم خونه
ته ها:باشه بریم خونه
(به خونه رسیدن)
هه سو روی مبل میشیند
ته ها:میخوای دراز بکش بخواب
هه سو:نه نمیخوام بخوابم
ته ها اینارو تو فکرش میگه:چرا هی داره از من فاصله میگیره
چون خیلی بهش چسبیدم یا خیلی بهش توجه کردم
نمیدونم چیکار کنم
خسته شدم
هر کاری کردم تا اون از من خوشش بیاد ولی نیومد
برای اولین بار از یکی خوشم اومد ولی شانس ندارم اون بهم جواب رد میده
هه سو:ته ها یه لباس بهم میدی میخوام برم حموم
ته ها:تو اتاقم برو یکی از لباسای منو بردار
هه سو:نمیدونم کدومو بردارم بیا خودت بهم یکی بده
ته ها:باشه اومدم
این خوبه اینو بپوش
(یه لباس مشکی که برای هه سو بزرگه
هه سو:باشه مرسی
(هه سو میرود حموم)
ته ها:دیگه نمیتونم جلوی خودمو بگیرم من هه سو رو میخوام
(تلفن ته ها زنگ میخورد)
ته ها:الو
مین جونگ:رئیسسسس دوتا از بچه ها افتادن به جون هم هر کاری میکنیم جدا نمیشن
نمیگن سر چی هم دعواشون شده
ته ها:خوب به من چه بخاطر این چیزای چرند به من زنگ نزنید خودتون این چرت و پرت ها رو حل کنید
مین جونگ:اما رئی....
(ته ها تلفن را قطع کرد)
ته ها روی مبل دراز میکشد و خوابش میبرد
........
برای گذاشتن پارت بعدی لایک کنید💗💞❤
پارت(16)
☆☆☆☆☆☆☆☆
هه سو:هوفففف امروزم مثل هر روز کار کردن خسته کننده بود
(صدای بوق ماشین)
هه سو:ها!
اون ته هاعه؟
ته ها شیشه ی ماشین رو میده پایین و به هه سو میگه سوار شو
هه سو:برا چی اومدی خودم میومدم خونه
ته ها:نه از این به بعد من میرسونمت اینور و اونور
هه سو نگاه چپی به ته ها میکند و سوار ماشین میشود
ته ها:خوب بنظرت کجا بریم؟
هه سو:خونه دیگه
ته ها:نه بریم دور بزنیم تو خیابونا
هه سو:نههه من خستم بریم خونه
ته ها:باشه بریم خونه
(به خونه رسیدن)
هه سو روی مبل میشیند
ته ها:میخوای دراز بکش بخواب
هه سو:نه نمیخوام بخوابم
ته ها اینارو تو فکرش میگه:چرا هی داره از من فاصله میگیره
چون خیلی بهش چسبیدم یا خیلی بهش توجه کردم
نمیدونم چیکار کنم
خسته شدم
هر کاری کردم تا اون از من خوشش بیاد ولی نیومد
برای اولین بار از یکی خوشم اومد ولی شانس ندارم اون بهم جواب رد میده
هه سو:ته ها یه لباس بهم میدی میخوام برم حموم
ته ها:تو اتاقم برو یکی از لباسای منو بردار
هه سو:نمیدونم کدومو بردارم بیا خودت بهم یکی بده
ته ها:باشه اومدم
این خوبه اینو بپوش
(یه لباس مشکی که برای هه سو بزرگه
هه سو:باشه مرسی
(هه سو میرود حموم)
ته ها:دیگه نمیتونم جلوی خودمو بگیرم من هه سو رو میخوام
(تلفن ته ها زنگ میخورد)
ته ها:الو
مین جونگ:رئیسسسس دوتا از بچه ها افتادن به جون هم هر کاری میکنیم جدا نمیشن
نمیگن سر چی هم دعواشون شده
ته ها:خوب به من چه بخاطر این چیزای چرند به من زنگ نزنید خودتون این چرت و پرت ها رو حل کنید
مین جونگ:اما رئی....
(ته ها تلفن را قطع کرد)
ته ها روی مبل دراز میکشد و خوابش میبرد
........
برای گذاشتن پارت بعدی لایک کنید💗💞❤
- ۸.۷k
- ۰۱ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط