رمان عشق مافیای من پارت41🌈🦄

رفتیم توی زمین و الکی فقط توپ رو پرتاب میکردیم... اونا هم از پشت پنجره بهمون نگاه میکردن
☆ا/ت با تنها کسی که شاد نیست ماییم😐
✧اون مال ماست.. عادت میکنه بهمون
☆شاید... 😑
....
تا فردا همینجور حرف میزدیم تا اینکه صبح شد...
صدای در اتاق اومد...
+بله؟
☆ا/ت بیدارید؟
+آره ددی بفرمائید
@چه ددی ددی میکنه دختره ی سلیطه😐
+یاا مجبورم اینجور نگو😑
@شوخی میکنم😅
☆بیاید صبحانه بخورید که بعدش آماده بشیم و بریم...
@چشم
+چشم
.....
وقتی آماده شدیم توی راه خیلی حوصلمون سر رفت یهو یادم به هانول و هاجون افتاد که بهشون خبر ندادم...
+ددی جی هون...
☆بله؟
+میتونم به هانول و هاجون خبر بدم که داریم میریم؟
☆نه
+چراا🥺
☆چون اونا زودتر رفتن و میدونن
+اونا بهم خبر ندادن که😐اصن اگه نمیدونستن هم بهشون نمیگفتم😒😑
@اونا دیگه کین؟
+اونجا میبینیشون همونایی هستن که گفتم منو نجات دادن
@آها....
@ا/ت
+بله
@از سونگ جین و جی هون نمیترسی؟
+چرا چطوری نترسم😶...
@میدونن؟
+نمیدونم احتمالا بدونن چقدر ترسناکن دیگه😒
@واییی هیچوقت فکر نمیکردم ده ماه همدیگه رو نبینیم و توی این ده ماه این اتفاقا برات بیوفته...
+بیخیال دیگه درست نمیشه😞
....
✧چقدر آروم حرف میزنید😐خودتون میشنوید؟
@😁ما از بچگی یه سری حرفا...
+🤫از بچگی بعضی چیزای خصوصی رو اینجوری میگفتیم...
✧باشه🤐
....
☆رسیدیم...
@چقدر بزرگه اصلا نمیتونم جز درخت چیزی ببینم
+🤐
@ا/ت کجایی؟ 😐
+😑😒آدریانننن🤧😡
@چی شده؟... 😱وایییی یادم نبوووددد
سریع دستمو گذاشتم روی دهنش و گفتم
+هیسسس هیچی نگو😡
@چرا؟😐میخای بمیرییی؟
(من بزرگترین فوبیام فوبیای جنگل بود... از اون همه درخت که یه جا جمع شده بودن و صدای پرنده ها با اینکه خیلی قشنگ بود ولی منو میترسوند.... توی تمام زندگیم از این زیبایی محروم بودم😞)
@ا/ت...میخای برگردیممم؟ واییی الان چی میشههههه من یادم نبودد... خوبی؟ میتونی نفس بکشی؟ صدامو میشنوی.... 😱😭
+یااا تمومش کن خوبم نمیخام کسی چیزی بفهمه...
@اگه بهشون نگی که...
+اگه نگم همینجا حالم بد میشه ولی اگه بگم نمیدونم بعدا چی میشه.. اصلا دیدی یه کاری کردم و اونا برای تنبیه منو آوردن جنگل...
@من میرم میگممم😨😡
+تو هیچی نمیگی..
@ا/ت بزاررر بگممم
+گفتم که نه..
✧دخترا نمیاین؟
+چرا.. ههه الان هه میا یم...
☆ا/ت خوبی؟ 🤨نفس نفس میزنی!
@ا/ت....
دوباره دهنشو گرفتم...
+خوبم ههه🙂
@ااااا مممم
....
#کیدراما #کیپاپ #زیبای_حقیقی #مونبین #بی_تی_اس #بلک_پینک #کوک #جیمین #تهیونگ #شوگا #جیهوپ #جین #نامجون #کره #جنی #لیسا #رزی #جیسو #پری_وزنه_بردار #قاشق_طلایی #قانون_پدرا #چالش #فلاور_دنس #آهنگ #سرگرمی #عاشقان_ماه #سرگرمی #باحال #زندگی #بازیگران #خوانندگان #روباه_نه_دم #گل_برفی
دیدگاه ها (۰)

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

ریاکشن

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

My Boy❄

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:78+پس چی بود؟ چرا پدر و مادرم...

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط