تک پارتی بنگ چان در خواستی
وقتی دعوا کردین و لیوان تو دستت رو پرت میکنی سمتش و لیوان میشکنه
چان : ا/ت تمومش کن! ( با لحن اروم ولی عصبی)
ا/ت : نمیخواممممم
چان : میگم من با اون عوضی هیچ رابطهای ندارمممم بفهممم
ا/ت : دیگه گولت رو نمیخورم چان!
ببینم تو مغز داری میدونی معنی ندارم چیه؟
ا/ت : دارم و میدونم که رابطه داشتی اگه میخوای خیانت کنی چرا با منییییی
چان : ا/تتتتت...
حرف چان با کاری که تو کردی تو دهنش موند و فقط با نگرانی نگات کرد
تو از شدت اعصبانیت لیوانه رو میز رو پرت کردی سمتش ولی شانس اورد و لیوان به دیوار خورد ولی برخوردش با دیوار باعث شد شیشه ها همه جا بریزن و یکی بره تو پای چان
چان : ا/ت عزیزم لطفاً اروم باش و بزار خودم بهت بگم
ا/ت : چ چ چان پ پات داره خون میاد ( با لحنی پشیمون و نگران)
چان : اااههه لعنتی ... مهم نیست فقط بزار بهت بگم که همی اون حرفا و عکس ها دروغه
ا/ت : چان من الان میدونم باید حرف دوستم رو باور کنم یا کسی که میگن خیانت کرده
چان : اما عشقم خودتم میگی که یکی بهت گفته تو حرف همه رو باور میکنی؟
ا/ت : اما ....
حرفت با بوسه ی چان تو دهنت موند دلت نمیخواست اون کار رو بکنی نمیخواستی بهش اسیب بزنی و به خودت شک کرده بودی که نکنه واقعاً چان خیانت نکرده و تو این بلا رو سرش اوردی چان دست از بوسیدنت برداشت و دستاش رو قاب صورتت کرد
چان : درک میکنم که ناراحتی و عصبی .. ولی میتونی از اعضا بپرسی من اون روز تا دیروقت تو کمپانی بودم و روی اهنگ جدید کار میکردم تازه قسم میخورم که اون زن رو حتی ی بارم ندیدم ( لحنش خیلی اروم و ارامش بخش بود )
ا/ت : باشه چان من . من باور کردم ولی الان باید پات رو پانسمان کنیم چون خیلی داره خون میریزه
چان : میخوای راستش رو بگم در مورد پام؟
ا/ت : اره مگه چی شده؟
چان : دددررردددد میکنههههههه ... ماماننننننننن میسوزهههههه
ا/ت : باشه باشه الان میبندمش
چان : عشقم من خیلی خون از دست دادم الاناس که بمیرم لطفاً اسم بچمون رو بزار .... رز
ا/ت : ولی من که حامله نیستم
چان : نیستی ؟ مگه هفته پیش کاراش رو نکردیم؟
ا/ت : خوب ولی نشدم
چان : اشکال نداره خودم حاملت میکنم بعد میمیرم
خوب خلاصه پای اون نی نی رو بستی و وقتی میخواستی بخوابی چان مزاحمت شد و تا صبح باهم کار کردین که انشالا تا ۹ ماه دیگه بچه تو دستت باشه منم از الان تبریک میگم
ـــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان ی دو سه روزی نبودم چون اینترنتم خراب بود و اصلا ویس رو باز نمیکرد
دوستون دارم کیوتا 🌌 🦩
چان : ا/ت تمومش کن! ( با لحن اروم ولی عصبی)
ا/ت : نمیخواممممم
چان : میگم من با اون عوضی هیچ رابطهای ندارمممم بفهممم
ا/ت : دیگه گولت رو نمیخورم چان!
ببینم تو مغز داری میدونی معنی ندارم چیه؟
ا/ت : دارم و میدونم که رابطه داشتی اگه میخوای خیانت کنی چرا با منییییی
چان : ا/تتتتت...
حرف چان با کاری که تو کردی تو دهنش موند و فقط با نگرانی نگات کرد
تو از شدت اعصبانیت لیوانه رو میز رو پرت کردی سمتش ولی شانس اورد و لیوان به دیوار خورد ولی برخوردش با دیوار باعث شد شیشه ها همه جا بریزن و یکی بره تو پای چان
چان : ا/ت عزیزم لطفاً اروم باش و بزار خودم بهت بگم
ا/ت : چ چ چان پ پات داره خون میاد ( با لحنی پشیمون و نگران)
چان : اااههه لعنتی ... مهم نیست فقط بزار بهت بگم که همی اون حرفا و عکس ها دروغه
ا/ت : چان من الان میدونم باید حرف دوستم رو باور کنم یا کسی که میگن خیانت کرده
چان : اما عشقم خودتم میگی که یکی بهت گفته تو حرف همه رو باور میکنی؟
ا/ت : اما ....
حرفت با بوسه ی چان تو دهنت موند دلت نمیخواست اون کار رو بکنی نمیخواستی بهش اسیب بزنی و به خودت شک کرده بودی که نکنه واقعاً چان خیانت نکرده و تو این بلا رو سرش اوردی چان دست از بوسیدنت برداشت و دستاش رو قاب صورتت کرد
چان : درک میکنم که ناراحتی و عصبی .. ولی میتونی از اعضا بپرسی من اون روز تا دیروقت تو کمپانی بودم و روی اهنگ جدید کار میکردم تازه قسم میخورم که اون زن رو حتی ی بارم ندیدم ( لحنش خیلی اروم و ارامش بخش بود )
ا/ت : باشه چان من . من باور کردم ولی الان باید پات رو پانسمان کنیم چون خیلی داره خون میریزه
چان : میخوای راستش رو بگم در مورد پام؟
ا/ت : اره مگه چی شده؟
چان : دددررردددد میکنههههههه ... ماماننننننننن میسوزهههههه
ا/ت : باشه باشه الان میبندمش
چان : عشقم من خیلی خون از دست دادم الاناس که بمیرم لطفاً اسم بچمون رو بزار .... رز
ا/ت : ولی من که حامله نیستم
چان : نیستی ؟ مگه هفته پیش کاراش رو نکردیم؟
ا/ت : خوب ولی نشدم
چان : اشکال نداره خودم حاملت میکنم بعد میمیرم
خوب خلاصه پای اون نی نی رو بستی و وقتی میخواستی بخوابی چان مزاحمت شد و تا صبح باهم کار کردین که انشالا تا ۹ ماه دیگه بچه تو دستت باشه منم از الان تبریک میگم
ـــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان ی دو سه روزی نبودم چون اینترنتم خراب بود و اصلا ویس رو باز نمیکرد
دوستون دارم کیوتا 🌌 🦩
- ۶۲.۵k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط