Part 11 — No Escape

Part 11 — No Escape

همه هنوز تو شوک بودن، اما چند نفر خندیدن.

"چراغ سبز، چراغ قرمز؟ جدی‌ای؟ یعنی مثل بازی بچگیامونه؟"
"بامزه‌ست، از این آسون‌تر نمیشد!"

ولی اونایی که حس بهتری داشتن، هنوز شک داشتن. فلیکس، بدون اینکه متوجه شه، داشت به اون دختر نگاه می‌کرد. انگار اونم حس عجیبی داشت، نگاهش سریع و دقیق بود، مثل کسی که دنبال راه فراره.

تیک—

سر عروسک چرخید.

"چراغ سبز، چراغ قرمز!"

جمعیت یه لحظه مکث کرد، بعد اولین نفر قدم برداشت. بقیه هم شروع کردن به حرکت، بعضیا با احتیاط، بعضیا با خنده.


همه خشکشون زد. کسی تکون نخورد. ولی یهو—

تق!

یه صدای شلیک. همه با تعجب برگشتن. یکی از بازیکنا، که هنوز یه قدم جلوتر می‌رفت، روی زمین افتاده بود. یه ثانیه، سکوت محض. بعد، جیغ.

"چـ.. چی؟!"
"اون افتاد؟!"
"چرا انقدر طبیعی بود؟!"

یه نفر دوید سمت درای پشت سر و بهشون ضربه زد.

بازم شلیک. همون لحظه، چند نفر دیگه افتادن زمین. خون کف ماسه‌ای پخش شد.

"اینجا... یه بازی نیس؟!"

حالا همه فهمیدن. حذف یعنی مرگ.


#استری_کیدز #بنگ‌چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
دیدگاه ها (۰)

سو: باشه مس منم کمکت میکنمهر دوتاشون در حال حفاظت از میزوکی ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۲ زنگ تفریح خورد.فلیکس از کلاس بیرون ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_9 فصل پنجم | کس...

عشق در گنگ

بابا یعنی پناه؛ یعنی وقتی همه دنیا روی سرت خراب می‌شه، هنوز ...

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

دختر و پارتی

پارت ۲۲:

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

صدای موسیقی توی گوشم می‌پیچید.نگاه‌های کنجکاوِ مهمون‌ها کلاف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط