تقليد part 4
تقليد part 4
فلش بک دوسال بعد
سويون ويو
الان دوسال از قبولى من تو كمپانى و كارآموزيم ميگذره واقعا از اون چيزى كه فكر ميكردم سخت تره مخصوصا بخاطر مليتم هوف بيشتر از اينا هيت هايى كه بهم ميدن خستم كرده من عاشق لباسا و آهنگ هاى داركم ولى بقيه ميگن من دارم از جنى بلک پينک تقليد ميكنم از اينكه رو در رو بهم بگن بدم خسته شدم
امروز تمرين زودتر تموم شد پس وقت آزاد داشتم پس تصميم گرفتم برم برج نامسان از وقتى اومدم اينجا برج نامسان شده محل امن من هروقت حالم خوب نبود ميرفتم اونجا ميشستم گريه ميكردم
تهيونگ ويو
بلاخره كنسرت امروزم تموم شد هوف حسابى خسته بودم و حصلم هم سر رفته بود
كوک: هى بچه ها نظرتون چيه بريم بيرون ها
جين: كوک بيخيال شو هممون خسته ايم
نامجون: فكر بدى هم نيست چون فكر كنم حصله بيشترمون سر رفته
يونگى: ميشه من بخوابم شما برين
اعضا: عمراااااا
يونگى: 😑😶
جيهوپ: حالا كجا بريم؟
كوک: برج نامسان دلم واسه قهوه هاى خشمزه اونجا تنگ شده
جيمين: انگار يادت نمياد دفعه پيش چيشد😂
كوک: عهههه حداقل شكر كن جاى حساسم نسوخت
اعضا:😂
تهيونگ: نظرتون چيه بريم
نامجون: موافقم
با بچه ها راه افتاديم هممون ماسک و كلاه سرمون بود ولى يخورده از ديد مردم عجيب بود هفتا پسر با ماسک و كلاه پس از هم جداشديم بعداز چند ساعت گشتن تصميم گرفتم برم طبقه بالا چون دير وقت بود كسى نبود واسه همين راحت ماسكم در آوردم نشسته بودم روى صندلى كه صداى يه نفر رو شنيدم.....
راستى بچه ها تصميم گرفتم هم بى تى اس هم بلک پينک توى فيک باشن موافقين؟
فلش بک دوسال بعد
سويون ويو
الان دوسال از قبولى من تو كمپانى و كارآموزيم ميگذره واقعا از اون چيزى كه فكر ميكردم سخت تره مخصوصا بخاطر مليتم هوف بيشتر از اينا هيت هايى كه بهم ميدن خستم كرده من عاشق لباسا و آهنگ هاى داركم ولى بقيه ميگن من دارم از جنى بلک پينک تقليد ميكنم از اينكه رو در رو بهم بگن بدم خسته شدم
امروز تمرين زودتر تموم شد پس وقت آزاد داشتم پس تصميم گرفتم برم برج نامسان از وقتى اومدم اينجا برج نامسان شده محل امن من هروقت حالم خوب نبود ميرفتم اونجا ميشستم گريه ميكردم
تهيونگ ويو
بلاخره كنسرت امروزم تموم شد هوف حسابى خسته بودم و حصلم هم سر رفته بود
كوک: هى بچه ها نظرتون چيه بريم بيرون ها
جين: كوک بيخيال شو هممون خسته ايم
نامجون: فكر بدى هم نيست چون فكر كنم حصله بيشترمون سر رفته
يونگى: ميشه من بخوابم شما برين
اعضا: عمراااااا
يونگى: 😑😶
جيهوپ: حالا كجا بريم؟
كوک: برج نامسان دلم واسه قهوه هاى خشمزه اونجا تنگ شده
جيمين: انگار يادت نمياد دفعه پيش چيشد😂
كوک: عهههه حداقل شكر كن جاى حساسم نسوخت
اعضا:😂
تهيونگ: نظرتون چيه بريم
نامجون: موافقم
با بچه ها راه افتاديم هممون ماسک و كلاه سرمون بود ولى يخورده از ديد مردم عجيب بود هفتا پسر با ماسک و كلاه پس از هم جداشديم بعداز چند ساعت گشتن تصميم گرفتم برم طبقه بالا چون دير وقت بود كسى نبود واسه همين راحت ماسكم در آوردم نشسته بودم روى صندلى كه صداى يه نفر رو شنيدم.....
راستى بچه ها تصميم گرفتم هم بى تى اس هم بلک پينک توى فيک باشن موافقين؟
- ۴.۰k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط