خب سلام این داستان یکی از شما فالوور های جنایی دوستمونه و
خب سلام این داستان یکی از شما فالوور های جنایی دوستمونه ولی خب این داستان ژانر ترسناک داره خواستم بگم اگ میترسین خیلی نخونین...
و خب اینکه من الان یه بخشی از داستان رو میزارم ببینم لایک و حمایتا بالاست پارت بعدی رو میزارم..
___________________________________
سلام
یه خاطره داشتم میخواستم تعریف کنم
البته خاطره من نیست خاطره مامان بزرگمه
ما شمالی هستیم و قاعدتا دور برمون درخت زیاده
خونه مامان بزرگم وسط یه جنگل توی یه جنگل گیلانه
در واقع میشه گفت یکی از خونه هاش .
مامانبزرگ من دختر خان بوده و بخاطر همین مال و اموال خیلی زیاد داشتن وقتی مامان بزرگم با بابابزرگم که اونم پسر یه خان توی مازندران بوده ازدواج میکنن بابای مامانبزرگم این خونه رو بهشون به عنوان کادو میده
مامان و بابا بزرگم سال ها توی این خونه زندگی میکردن و از بچگی داستان هاشونو برامون که نوه هاشون بودیم تعریف میکردن
و ما کلا ازین خونه میترسیدیم
یه خونه خیلیییی بزرگ توی یه جای پرت توی جنگل های گیلان که شب ها بیشتر شبیه کشتارگاه میشد💀..
#داستان_ترسناک #پرونده_جنایی
و خب اینکه من الان یه بخشی از داستان رو میزارم ببینم لایک و حمایتا بالاست پارت بعدی رو میزارم..
___________________________________
سلام
یه خاطره داشتم میخواستم تعریف کنم
البته خاطره من نیست خاطره مامان بزرگمه
ما شمالی هستیم و قاعدتا دور برمون درخت زیاده
خونه مامان بزرگم وسط یه جنگل توی یه جنگل گیلانه
در واقع میشه گفت یکی از خونه هاش .
مامانبزرگ من دختر خان بوده و بخاطر همین مال و اموال خیلی زیاد داشتن وقتی مامان بزرگم با بابابزرگم که اونم پسر یه خان توی مازندران بوده ازدواج میکنن بابای مامانبزرگم این خونه رو بهشون به عنوان کادو میده
مامان و بابا بزرگم سال ها توی این خونه زندگی میکردن و از بچگی داستان هاشونو برامون که نوه هاشون بودیم تعریف میکردن
و ما کلا ازین خونه میترسیدیم
یه خونه خیلیییی بزرگ توی یه جای پرت توی جنگل های گیلان که شب ها بیشتر شبیه کشتارگاه میشد💀..
#داستان_ترسناک #پرونده_جنایی
- ۱۳.۳k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط