part2

part2
ویو ا.ت: صبح از خواب بیدار شدم به سمت دستشویی رفتم و کار های لازم رو کردم شروع کردم به آماده کردن صبحانه
بعد از خوردن صبحاته با خانواده ام وسایل رو جعم کردم و آن هارا شستم

(بچه ها اسم برادر ا.ت کای هست)
کای: ا‌.ت
ا.ت جونم داداشی
تو از کسی خوشت نمیاد؟
ا.ت: خب راستش نه
کای: عه من همسن تو بودم از یکی خوشم میومد اما اون با یکی دیگه قرار میزاشت
ا.ت: بمیرم برا داداش خوشگلمم
کای: خخخ حالا بیخیال ناراحت نشو

مامان ا.ت: ا.تت برو تو شهر خوراکی بگیر بیااااااا
ا.ت: باشهههه اهه چرا داد میزنییی
لباس هامو پوشیدمو به سمت شهر حرکت کردم تو راه که بودم چشمم به یه پسر جذابی خورد
اره اون ثروتمندترین پسر تو کره بود اون از خانواده ی اصیله

خوشتون میاد؟
ادامه بدم؟
دیدگاه ها (۲)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

سرنوشت پارت (۱۲)

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

سناریو سو پارت اخر

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

سناریو کنما تک پارتی

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط