اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

.
طالب خون خدا متی ترانا و نراک 
یابن مصباح الهدی متی ترانا و نراک 

چه شود با تو کنم گریه سر قبر حسین 
در مزار شهدا، متی ترانا و نراک 

صبح جمعه ناله‌ام أین معزُّ الاولیاست 
می‌زنم تو را صدا، متی ترانا و نراک
 
نیمه‌های دل شب کنار دیوار بقیع 
دهم آهسته ندا، متی ترانا و نراک
 
میزند تو را صدا از سر نیزه‌ها هنوز 
سر از بدن جدا، متی ترانا و نراک
 
چه شود ببینمت کنار بین الحرمین 
سر و جان کنم فدا، متی ترانا و نراک 

زخم قلب پسر فاطمه را مرهم نیست 
بی ظهورت اَبدا، متی ترانا و نراک
 
چه شود از گل رویت بدهی یک صدقه 
سر راهی به گدا، متی ترانا و نراک
 
چهره بگشا و ز آینۀ خونین دلم 
زنگ محنت بزدا، متی ترانا و نراک
 
"عاشق" از خون خدا با تو سخن گفت بیا 
پسر خون خدا، متی ترانا و نراک 

.
دیدگاه ها (۰)

جهانی میان بیداری و خواب Part:3

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش اول_ فقط یه الماس میتونه ا...

پارت ۵(روز ازدواج)ویو جیمینباورم نمیشه دارم ازدواج میکنم اون...

استاد من ۱

سناریو دوما

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط