شهر غم

شهر غم

 

خسته و دربه در شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

چی میشد اون دستای کوچیکو گرم

رو سرم دسته نوازش میکشید

بستر تنهایو سرد منو

بوسه گرمی به اتش میکشید

چی میشد تو خونه ی کوچیک من

غنچه های گل غم وا نمیشد

چی میشد هیچکسی تنها نمیزاشت

جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد

من هنوز دربه در شهر غمم

 شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

من هنوز دربه در شهر غمم

 شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۰جک : خودتم خودتو م...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۳

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۱۰۲ویو راوی مادر ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

contract 🍷#contract 𝑃𝑇3ویو هویج: توی ماشین هیچ حرفی بینشون ر...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

part 180دو روز از وقتی که چویا از اون چهار دیواری خلاص شده ب...

part : 1855 لایک و ۱۰۰ کام و ۲۰ نشرازشون فاصله گرفتم که لب ز...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط