{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در برکۀ من هیچ شبی ماه نبود

در برکۀ من هیچ شبی ماه نبود
از بخت بدم هیچکس آگاه نبود

حالا شده ام کافر و بی دین اما
این دل بخدا قبلِ تو گمراه نبود

گفتی بروم آه که شرمنده شدم
من خواستم اما بخدا راه نبود!

من باخته بودم به "اگر"ها نه به تو
می بُردم "اگر" رابطه کوتاه نبود

هرگز نکنم شکوه ولی آه خدا
این زندگی آن عالم دلخواه نبود!
دیدگاه ها (۹)

انتهای شب...نگرانیهایت را بسپار به خدا...وآسوده بخواب که او ...

امروزتون به زیبایی تابلوی هزار رنگ ...که عشق را آفرید ،تا یا...

باید به دلت دل بسپارم که ببارمآنقدر تو را دوست بدارم که ببار...

خدایا...بیاموز به من.....که لحظه ها در گذرند....بیاموز به من...

Otagh baghli Part 46 «ویو سوهو » پشت مدرسه بودم و داشتم سیگ...

آخرین دعا 16

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت ششم: بازگشتِ سایه و مهمانِ ناخوانده!...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

بین دو دنیا p26

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط