پارت۵

از زبان جیهوپ

صبح

بیدار شدم رفتم طبقه پایین همه بودن به جز ا/ت
جیهوپ : صبح بخیر
پسرا : صبح بخیر
جیهوپ :...ا....ا/ت کجاس?
جونگ کوک : تو اتاقشه نمیدونم چشه درو باز نمیکنه .
جیهوپ : ت..تا دیشب خوب بود
نامجون : پات چطوره?
جیهوپ : خوبه واقعا کارای ا/ت عالیه همه ویژگی جاسوسارو داره
تهیونگ : مثل اینکه تو ماموریت دیروز بهت خوش گزشت
جیهوپ : اره واقعا تاحالا همچین ماموریتی رو اینجور نگزشته بودم حتی بعد از اینکه پام تیر خورد
جیمین : میتونین درباره اون دختره حرف نزنین
جونگ کوک :???
جیهوپ : جیمین
جیمین : چی
جیهوپ : اتفاقی افتاده
جیمین : نه مثلا چی فقط ازش خوشم نمیاد
تهیونگ : دیشب با ا/ت حرفشون شد
جیهوپ : چ…چرا?
تهیونگ : من چه میدونم از استاد سیلی زدن بپرس.
جین : تو نمیتونی دهنتو ببندی
تهیونگ : نه نمیتونم
جیهوپ : جیمین…تو ا/ت رو….

از جام بلند شدم رفتم سمت اتاق ا/ت

جونگ کوک : جیهوپ کجا

رفتم پشت در اتاق ا/ت در زدم.
جیهوپ : ا/ت منم هوسوک میشه درو باز کنی.

اصلا صدایی از اتاق نمیومد دستگیره در رو پایین کشیدم ولی...ا/ت تو اتاق نبود رفتم تو دیدم یه کاغذ رو تخته برش داشتم و خوندم : ببخشید ولی من دیگه برنمیگردم یه ماموریت دارم به گفته ی جیمین خان اینجا جای بچه کونیای مثل ا/ت نیست یا باید میگفت این دنیا جای بچه کونیایی مثل ا/ت نیست خب حالا هم برام مهم نیست کی داره این نامه رو میخونه ولی اگه هر کسی از پسرا باشه به جز جیمین اینو بدونن که هیچ وقت فراموششون نمیکنن اونا بهترین کسایی هستن که تا حالا تو عمرم دیدم خب دیگه حرفی ندارم این اخرین خداحافظی هست که از من میشنوید.

خیلی عصبی شدم رفتم لباس عوض کردم که جیمین اومد بهم گفت که کجا میرم
جیهوپ : تو خفه شو به خاطر خودت ا/ت رفت خودکشی کنه

بقیه پسرا : چی خودکشی
جیهوپ : اره خودکشی حالا وقتمو تلف نکنین
جونگ کوک : وایسا تنها نرو
جیهوپ : خودم تنها میرم کسی هم حق نداره دخالت کنه

رفتم سوار موتورم شدم خوبه ا/ت با موتورش رفته چون رو هر موتور یه جی پی اس گزاشته شده راحت میتونم پیداش کنم . راه افتادم و رسیدم به بزرگترین اپارتمان سئول از اونجا ا/ت رو دیدم با کل سرعتم خودمو به بالا رسوندم.
جیهوپ : ا/تتتت

برگشت بهم و تفنگشو جلوم گرفت و با گریه داد میزد
ا/ت : برو گمشو نمیخوام صورتتو ببینم
جیهوپ : اروم اروم منم هوسوک
ا/ت : ه..هوسوک

خواستم نزدیک بیام ولی
ا/ت : جلو نیا و اگرنه میزنم

اشکاش تموم نمیشدن چشماش قرمز شده بودن و هنوز جای دست جیمین رو صورتش مونده با دیدن صورتش قلبم تیکه تیکه شد.


خب این هم از این پارت😁
لایک و کامنت فراموش نشه 😁
فالو کنین فالو میشید😁
دیدگاه ها (۱۳)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

ددی خون آشام من

Forbidden love①⑦ا/ت: تروخدا... نگو! اسمش رو نیارکوک: این حقی...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط