p4
p4
«ا.ت رو ات مینویسم»
ویو ات:
وقتی پی دی نیمو دیدم سکته کردم... سریع منو جین رفتیم بالا و خداروشکر ایندفعه تو دشت و جنگل و بیابون فیلمبرداری نداشتیم تو خود استودیو کمپانی بود
رفتم لباسمو بهم دادن و میکاپم کردن ولی خیلی حالم بد بود و درد داشتم و رفتم یواشکی در گوش جین گفتم
+سوکجینی
_جان؟
+حالم خوب نیست درد دارم
_الهی بمیرم برات کاش من به جای تو این دردو میکشیدم.. الا..
پ: هوی شما دوتا چیکار میکنین؟ برین سر صحنه *داد*
_عام ببخشید ات حالش خوب نیست خب یه مشکل دخترونه داره که ماه به ماه اتفاق میوفته.. میشه یکم استراحت کنه؟
پ: ببین جین پسرم استراحت نداریم.. هنوز شروع نکردیم *مهربون*
پ: و تو ات سعی کن دردتو کنترل کنی وگرنه توی هر.زه رو از گروه میندازنم بیرون فهمیدی؟ *درگوش ات با حالت عصبانی*
+چ.چشم ب.بخشید *ترسیده*
پ: الانم بیاین اینجا برای فیلم برداری
_چی گفت؟!
+چیز خاصی نبود
صحنه ی اول رو گرفتیم و خداروشکر خیلی اسون بود
ولی صحنه ی دوم رسید به اون دنس وحشتناک و پارت من بود
داشتم دنسو میرفتم که یهو دلم دردی گرفت که انگار شمشیر کردن تو دلم و لحظه ی سخت دنس بود.. یهو افتادم زمین
+آیییییی دلممممم *گریه*
_اتییی چیشددد خوبییی؟؟ *نگران
جیمین: وای اتت چیشد یهو
پسرا: *نشستن کنار ات و حالشو میپرسیدن*
"کارگردان اومد کنار ات"
کارگردان: خانم ات حالتون خوبه؟ چیشد یهو؟ چرا دلتون درد گرفت؟
هوپی: ات میشه بگم؟
+ب.ب.بگو
هوپی: خب راستش توی یه مشکل دخترونه س.. و خب ماه به ماه اتفاق میوفته همونی که میدونین
کارگردان: عوووو... خب خانم ات برین یکم استراحت کنین بیاین دوباره
"پی دی نیم اومد"
پ: ببینم اینجا چخبره؟
_به خاطر اون اتفاق حالش بد شد و دنس براش خیلی سخت بود
+هققق س.سوکجینیی
_جانم؟
+دلم درد هققق میکنهه ک.کمک ک.کن ب.بلند شم هققق
_چشم عزیزم.. بیا بریم
"نشوندش رو صندلی"
تهیونگ: *رو به استفا* یه کیسه اب گرم با یه قرص و آب گرم بیارین لطفا
استف: چشم
"5 مین بعد"
استف: بفرمایید خانم
ات: م.مرسی
"۱٠ مین بعد"
_اتی جونم عشقم خوبی؟
+اره بهترم.. بریم برای ادامه ش
کوک: مطمئنی میتونی ادامه بدی؟
+اره میتونم
یونگی: اگه دوباره حالت بد بشه چی؟
+میتونم ادامه بدم
نامی: اگه دوباره حالت بد شد ما پیشتیم باشه؟
+ *لبخند دندونی*
+خب بریم
دوباره داشتیم فیلم برداری میکردیم و حالم بهتر بود که سرم گیج رفت و داشتم میوفتادم که جین گرفتتم
_خوبی؟
+آ.آره.... نههه نیستمممم خدایا اخه من چرا باید دختر باشم *گریه*
پ: واای بسه دیگه دختره ی هر.زه... کیم ات من بهت دستور میدم همین الان از بی تی اس بیای بیرون.. دارم اخراجت میکنم دیگه نمیخوام چهره ی کثیفتو ببینم *عربده*
+چ.چی گفتین؟ *گریه*
پ: گفتم از بی تی اس و از کمپانی گمشو بیرون *عربده*
«ا.ت رو ات مینویسم»
ویو ات:
وقتی پی دی نیمو دیدم سکته کردم... سریع منو جین رفتیم بالا و خداروشکر ایندفعه تو دشت و جنگل و بیابون فیلمبرداری نداشتیم تو خود استودیو کمپانی بود
رفتم لباسمو بهم دادن و میکاپم کردن ولی خیلی حالم بد بود و درد داشتم و رفتم یواشکی در گوش جین گفتم
+سوکجینی
_جان؟
+حالم خوب نیست درد دارم
_الهی بمیرم برات کاش من به جای تو این دردو میکشیدم.. الا..
پ: هوی شما دوتا چیکار میکنین؟ برین سر صحنه *داد*
_عام ببخشید ات حالش خوب نیست خب یه مشکل دخترونه داره که ماه به ماه اتفاق میوفته.. میشه یکم استراحت کنه؟
پ: ببین جین پسرم استراحت نداریم.. هنوز شروع نکردیم *مهربون*
پ: و تو ات سعی کن دردتو کنترل کنی وگرنه توی هر.زه رو از گروه میندازنم بیرون فهمیدی؟ *درگوش ات با حالت عصبانی*
+چ.چشم ب.بخشید *ترسیده*
پ: الانم بیاین اینجا برای فیلم برداری
_چی گفت؟!
+چیز خاصی نبود
صحنه ی اول رو گرفتیم و خداروشکر خیلی اسون بود
ولی صحنه ی دوم رسید به اون دنس وحشتناک و پارت من بود
داشتم دنسو میرفتم که یهو دلم دردی گرفت که انگار شمشیر کردن تو دلم و لحظه ی سخت دنس بود.. یهو افتادم زمین
+آیییییی دلممممم *گریه*
_اتییی چیشددد خوبییی؟؟ *نگران
جیمین: وای اتت چیشد یهو
پسرا: *نشستن کنار ات و حالشو میپرسیدن*
"کارگردان اومد کنار ات"
کارگردان: خانم ات حالتون خوبه؟ چیشد یهو؟ چرا دلتون درد گرفت؟
هوپی: ات میشه بگم؟
+ب.ب.بگو
هوپی: خب راستش توی یه مشکل دخترونه س.. و خب ماه به ماه اتفاق میوفته همونی که میدونین
کارگردان: عوووو... خب خانم ات برین یکم استراحت کنین بیاین دوباره
"پی دی نیم اومد"
پ: ببینم اینجا چخبره؟
_به خاطر اون اتفاق حالش بد شد و دنس براش خیلی سخت بود
+هققق س.سوکجینیی
_جانم؟
+دلم درد هققق میکنهه ک.کمک ک.کن ب.بلند شم هققق
_چشم عزیزم.. بیا بریم
"نشوندش رو صندلی"
تهیونگ: *رو به استفا* یه کیسه اب گرم با یه قرص و آب گرم بیارین لطفا
استف: چشم
"5 مین بعد"
استف: بفرمایید خانم
ات: م.مرسی
"۱٠ مین بعد"
_اتی جونم عشقم خوبی؟
+اره بهترم.. بریم برای ادامه ش
کوک: مطمئنی میتونی ادامه بدی؟
+اره میتونم
یونگی: اگه دوباره حالت بد بشه چی؟
+میتونم ادامه بدم
نامی: اگه دوباره حالت بد شد ما پیشتیم باشه؟
+ *لبخند دندونی*
+خب بریم
دوباره داشتیم فیلم برداری میکردیم و حالم بهتر بود که سرم گیج رفت و داشتم میوفتادم که جین گرفتتم
_خوبی؟
+آ.آره.... نههه نیستمممم خدایا اخه من چرا باید دختر باشم *گریه*
پ: واای بسه دیگه دختره ی هر.زه... کیم ات من بهت دستور میدم همین الان از بی تی اس بیای بیرون.. دارم اخراجت میکنم دیگه نمیخوام چهره ی کثیفتو ببینم *عربده*
+چ.چی گفتین؟ *گریه*
پ: گفتم از بی تی اس و از کمپانی گمشو بیرون *عربده*
- ۱۲.۶k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط