Gidiyordu

Gidiyordu
Döndü
Arkasına bakıp
Koşa koşa geri geldi
Ve
Bir daha hiç gitmedi
_____________________
داشت میرفت
برگشت
پشت سرشو نگاه کرد
بطرفم دُوئید
و
دیگه هیچوقت نرفت
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 20چند روز بعد رینا داشت اتاقش رو مرتب می‌کرد ...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت پنجم | راز حیواناتا....

چند پارتی (درخواستی)

عشق بی پایان

Part 3

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_61از روی تخت پریدم ..درو باز...

دلش می‌خواست لباسا و همونجا پاره کنه و آتیش بزنه و دور بریزه...

بهار بدون تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط