زیاده خواه نیستم !

زیاده خواه نیستم !
جاده‌ ی شمال
یک کلبه ی جنگلی‌
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی
کمی‌ هیزُم ،کمی‌ آتش ، مه‌ِ جنگلی‌
کمی‌ تاریکی محض
کمی‌ مهتاب...
و بوی یـار و بوی یـار و بوی یـار ...!
تـو باشی
مـن باشم
و هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان ...
دیدگاه ها (۱)

### پارت سوم: «شوکِ سردِ در آغوشِ مافیا»با بازگشتِ برقِ اضطر...

پارت ۴۴

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

Cold melodypart3سکوتِ استودیو دیگه از سکوتِ عادی نبود؛ از سک...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

•~رمان پشت شیشه‌های مات~•Part ۲💜:فرکانسِ امنبوی قورمه‌سبزیِ ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط