من ...

من ...

من هنوز همانم

دستهایم میلرزد با شنیدن صدایت

قلبم در سینه ام میتپد

با دیدن چشم هایت ...

همان دختر با هزارن حرف نگفته

در دفتر روزانه

هزار دوستت دارم های بر زبان نیاورده

همان دختر خجالتی و سر به زیر
اگر میبینی این روزها سینه ام سپر است

یاد تو و ....

قلب یخ زده به نام توست

و در چشم هایم جای هیچ کسی جز تو نیست

همیشه خودت باش

سعی نکن از شخصیت کسی واسه خودت کپی کنی

وقتی اورجینال به دنیا اومدی....حیفه کپی از دنیا بری ....
دیدگاه ها (۴)

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

Iove and the MoonPart 47ویو یوناصدای تیر توی کل خونه پیچید.ی...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۹: فض...

چند پارتی بازی ممنوع

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

امشب حس مادرانه ام گل کرده ومیخواهم برایت کمی بنویسم...که و...

به نرمی صندلی رو کشید و دفترش رو برداشت دفتر تقریبا به انتها...

بسم الله الرحمن الرحیمنام تو هشتگ نمی‌شود#شهید_جوان_لباس_آبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط