همه میپندارند،

همه میپندارند،
که عکس پدرم را ؛
به دیوار خانه ام آویخته ام!
اما نمیدانند
که دیوار خانه ام را ،
به عکس پدرم تکیه داده ام....
با آرزوی سلامتی همه پدرها و شادی روح پدرهایی که دیگه بین ما نیستند....
.
دیدگاه ها (۱۱)

dark life = 47ات ایستاد. قلبش از حرکت ایستاد. جیمین. تهیونگ ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

#عقد_با_رئیس_مافیاعقد با رئیس مافیا پارت 28ات هنوز به صفحه‌ی...

**پارت ۲۷**دیدنِ اون عکس‌ها روی میز، تمامِ دنیام رو لرزوند. ...

پارت ۳۶

اتاقی که وجود نداشت (part1)باران از عصر شروع شده بود؛ آرام و...

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

shh,my baby is sleeping-part 1

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط