𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 28
چند روز تا دادگاه مونده بود
اِما بیشتر وقتش رو توی خونه میگذروند و جونگکوک سعی میکرد مراقبش باشه
اون روز صبح جین بهشون زنگ زد
جونگکوک:بله آقای کیم
جین:میخواستم با اِما صحبت کنم
جونگکوک گوشی رو به خواهرش داد
جونگکوک:جین پشت خطه
اِما با شنیدن اسمش کمی لبخند زد و گوشی رو گرفت
اِما:سلام آقای کیم
جین:سلام اِما حالت چطوره
اِما:بهترم شما چطور
جین:من خوبم
چند لحظه سکوت شد
جین:میخواستم درباره دادگاه باهات صحبت کنم
لبخند اِما کم کم محو شد
اِما:باید برم دادگاه
جین:اگه بخوای شهادت بدی حرف هات میتونه به پرونده کمک کنه ولی کسی نباید مجبورت کنه کاری رو انجام بدی که براش آماده نیستی
اِما مدتی به گوشی نگاه کرد
اِما:اگه نرم ممکنه مینجه آزاد بشه
جین:تصمیم دادگاه فقط به شهادت تو بستگی نداره ما مدارک دیگه هم داریم
اِما:ولی میخوام خودم حرف بزنم
جین چند لحظه سکوت کرد
جین:مطمئنی
اِما:نه کاملا ولی نمیخوام تا آخر عمرم ازش بترسم
جین:لازم نیست از خودت انتظار داشته باشی که نترسی
اِما:پس فقط باید برم و حقیقت رو بگم
جین:دقیقا
تماس که تموم شد اِما گوشی رو پایین آورد
جونگکوک کنارش نشست
جونگکوک:مطمئنی میخوای بری
اِما:آره میترسم ولی میخوام این کارو برای خودم انجام بدم
جونگکوک دستش رو روی شونه خواهرش گذاشت
جونگکوک:هر تصمیمی بگیری من کنارت هستم
اِما سرش رو روی شونه برادرش گذاشت
برای اولین بار بعد از اون اتفاق احساس میکرد شاید بتونه دوباره زندگی خودش رو پس بگیره
و حالا فقط یک هفته تا روزی مونده بود که باید با مینجه روبه رو میشد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 28
چند روز تا دادگاه مونده بود
اِما بیشتر وقتش رو توی خونه میگذروند و جونگکوک سعی میکرد مراقبش باشه
اون روز صبح جین بهشون زنگ زد
جونگکوک:بله آقای کیم
جین:میخواستم با اِما صحبت کنم
جونگکوک گوشی رو به خواهرش داد
جونگکوک:جین پشت خطه
اِما با شنیدن اسمش کمی لبخند زد و گوشی رو گرفت
اِما:سلام آقای کیم
جین:سلام اِما حالت چطوره
اِما:بهترم شما چطور
جین:من خوبم
چند لحظه سکوت شد
جین:میخواستم درباره دادگاه باهات صحبت کنم
لبخند اِما کم کم محو شد
اِما:باید برم دادگاه
جین:اگه بخوای شهادت بدی حرف هات میتونه به پرونده کمک کنه ولی کسی نباید مجبورت کنه کاری رو انجام بدی که براش آماده نیستی
اِما مدتی به گوشی نگاه کرد
اِما:اگه نرم ممکنه مینجه آزاد بشه
جین:تصمیم دادگاه فقط به شهادت تو بستگی نداره ما مدارک دیگه هم داریم
اِما:ولی میخوام خودم حرف بزنم
جین چند لحظه سکوت کرد
جین:مطمئنی
اِما:نه کاملا ولی نمیخوام تا آخر عمرم ازش بترسم
جین:لازم نیست از خودت انتظار داشته باشی که نترسی
اِما:پس فقط باید برم و حقیقت رو بگم
جین:دقیقا
تماس که تموم شد اِما گوشی رو پایین آورد
جونگکوک کنارش نشست
جونگکوک:مطمئنی میخوای بری
اِما:آره میترسم ولی میخوام این کارو برای خودم انجام بدم
جونگکوک دستش رو روی شونه خواهرش گذاشت
جونگکوک:هر تصمیمی بگیری من کنارت هستم
اِما سرش رو روی شونه برادرش گذاشت
برای اولین بار بعد از اون اتفاق احساس میکرد شاید بتونه دوباره زندگی خودش رو پس بگیره
و حالا فقط یک هفته تا روزی مونده بود که باید با مینجه روبه رو میشد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۸۵
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط