نیمرخ ماه را با گیره

نیمرخ ماه را با گیره
به طناب محکم کرد
تا مبادا ایوان خانه اَش تاریک بمانَد ...
اما رنگ #شب همچنان سیاهِ مطلق بود .


#مهنازتوماج(آوات)
دیدگاه ها (۱)

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 14چویا در همین فکر ها بود که سلی...

debt (part 1)

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

۳ پارتی

### پارت نهم: «دیدار در تاریکی مطلق»ساعت از دوازده شب گذشته ...

پارت ۳

ماه پنبه ای

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

"میلتون اریکسون" روان‌درمانگر و نابغه برنامه‌ريزى‌هاى ذهنى، ...

My professorChapter:2Part:114یهو مچ دستمو کشید و صورتم محکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط