{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج part6

جونگ کوک: وایسا منم
جمیمین یونگی و تهیونگ هم گفتن: ماهم میایم
جین:باشه پس زود باشید
جیمین: ما توی یه ماشین جامون نمیشه یکی دیگه هم ماشین باید بیاره
جونگ کوک: من ماشین میارم شماها سوار شید من میرم دنبال دخترا شما تو بیمارستان منتظر باشید
جین:باشه بیاین بریم
جیمین یونگی و تهیونگ با جین رفتن
و جونگ کوک رفت دمبال دختر ها و زنگ خونه جولوی رو زد گفت الان ا.ت رو میارم
جونگ کوک: تو برو تو ماشین من میرم میارمش
جولی: باشه
جونگ کوک رفت و ا.ت رو بلند کرد و برد تو ماشین گذاشت
ویو داخل بیمارستان
دکتر: خوب بهش شوک وارد شده
جونگ کوک: میتونیم ببینیمش
دکتر:البته
همه رفتن پیش ا.ت
جولی:ا.ت خوبی عزیزم
ا.ت:اره جولی پسرا چرا امدن اینجا
جونگ کوک:ا.ت ببخشید بخاطر دعوایی که داشتیم میای اشتی کنیم
ا.ت: لبخند زد البته
از اون روز یکماه گذشته و الان ا.ت جونگ کوک جولی تهیونگ جیمین و یونگی خیلی صمیمی شدن
ببخشید کم شد چون سه تا پارت گذاشتم و برای پارت بعد شرط میخوام بزارم
لایک:۱۰ تا
بازنشر:۵ تا⭐️✨🌷🫀
دیدگاه ها (۲۷)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁸جی‌هوپ رو به ا/ت گفت:جی‌هوپ:ولی مطمئنی ...

سرنوشت پارت (۱۲)

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط