چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty twoویوی تهیونگ :صبح با صد...

پارت ۳۵

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوم ۲

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : سوم » جیمین بیدار شد . با دیدن اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط