منت زلف تو دارم که گرفتارم کرد

منت زلف تو دارم که گرفتارم کرد
گوهر مهر تو اینگونه خریدارم کرد
کافری بیش نبودم علوی ام کردی
نفس عشق شما بود که بیدارم کرد

شاعر: #علی_اکبر_لطیفیان

#یا_امیر_المومنین
دیدگاه ها (۱)

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

رمان عشق ممنوع

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

شیپ ناروتو و ساسوکه... عشق پس از جنگ چند روزه...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

پارت ۳

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط