تک پارتی از هوپی...
...رقاص خیابونی...
(سو+جیهوپ-)
+سلام من سو عم ۱۷ سالمه و خانواده ای ندرم رقاص خیابونی ام هستم...امروز با دوستام اجرا دارم ...
....
-امروز باز هم برای هزارمین بار میرم تا اون دختر جذاب و کیوتو ببینم راستش ازش خوشم میاد اما اون ازم متنفره و بدش میاد هر بار برای اجراهاش برم من و اون ارزوهامون یکیع و آرزومون اینه ک دنسر شیم و من امروز میخوام بهش اعتراف کنم چون میخوام همراه اون ب ارزوم برسم....
....
+ساعت ۷ بود رفتم اماده شم چون ۸ باید اونجا باشم رفتم و ی دوش ۵ دقیقه ای گرفتم و سریع موهامو خشک کردم رفتم تا ی لباس ساده انتخاب کنم (لباس اسلاید بعد)...
(ساعت ۸)
توی خیابون منتظر بچه ها بودم ک اومدن
(رایا÷سلین$)
÷$سلام
+سلام دیر اومدین
÷ور ور اضافه نکن ب موقع اومدیم
+هرسه زدیم زیر خنده....بچه ها اگ بازم اون پسره ی ...سانسور... بیاد چی؟
$خب دوست داره ولش کن
+ چی چیو دوسم داره
÷فک نکن ما نمدونیم ک دوسش داری مگ ما خریم :|
+چ..چی
÷تو،دوسش،داری(شمرده شمرده گف)
+ح..حرف الکی نزن
÷حالا ت فک کن ما الکی میگیم
$بریم دیر میشه
-ساعت ۸ و پنج دقیقه بود ک رسیدم ...هوففف خوبه هنوز شروع نشده...
+اهنگ شروع ب بخش شد و همه محو تماشا شده بودن منم شروع ب رقص استرس داشتم ولی خوشحال از اینک همه خوششون اومده...
(بعد از دنس)
+همه رفته بودن و فقط من بودم و خیابون تاریک ...همون طور ک تنهایی برمیشگشتم دوتا مرد جلوی راهم سبز شدن....
-بعد از اجرا کاری کردم ک فک کنه من رفتم و بعدش ک تنها رف رفتم دنبالش..
....
+از ترس ب زور اب دهنمو قدرت دادم و عقب عقب میرفتم خواستم فرار کنم ک بزور منو با خودشون بردن
+ولم کنینننن ازم چی میخوایننن هااننننن
€زیادی حرف میزنی بچه..
+کمککککک کمکککککک ...
£اون اِتِر کجاس اینو خفه کنیم
+کمککککک تروخدا نجاتم بدین (با گریه)
-داشتم میرفتم دنبالش ک دیدمش ...
-ولش کنیننننن ...سانسورااااا....(اوه شت😂)
+ج...جیهوپپپپ کمکککک
£ت کی هسی دیگ؟
€اون اِتِرو بده
£بگیر...
€اها بیهوش شد ...خب حالا بگو ت کی هسی
-من هه...سریع ب سمتشون دویدم و حمله کردم هر دو ی جا اوفتاده بودن و بیهوش
بدن بیجون سو رو بلند کردم ...براید استایل بغلش کردم و بردمش خونم توی راه همش باهاش حرف میزدم ولی جوابی نمیداد
-سو ...سو..تروخدا چشاتو وا کن لطفا
بردمش خونم و گذاشتمش روی مبل...بعد از چند دقیقه چشاشو وا کرد
+ج..جیهوپ! من؟اینجا؟؟؟اخه...
-هیسسس دیگ تنها بیرون نمیری با دوس پسرت میری
+د...دوس پسرم کجا بود...
-اینجا
+هان؟
-دوس پسرت همینجاس
+چی میگی کدوم دوس پسر اصن من دوس پسر ندرم
-من دوس پسرتم دیگ
+بله :|
-دیگ ولت نمیکنم...دوست دارم
(بغلش کردو اعتراف کرد)
+منم...منم دوست دارم...پس بیا باهم ب رویامون برسیم...
-باوشه...
.......
...پایان...
.............
𝓽𝓱𝓮 𝓪𝓷𝓭
.............
(سو+جیهوپ-)
+سلام من سو عم ۱۷ سالمه و خانواده ای ندرم رقاص خیابونی ام هستم...امروز با دوستام اجرا دارم ...
....
-امروز باز هم برای هزارمین بار میرم تا اون دختر جذاب و کیوتو ببینم راستش ازش خوشم میاد اما اون ازم متنفره و بدش میاد هر بار برای اجراهاش برم من و اون ارزوهامون یکیع و آرزومون اینه ک دنسر شیم و من امروز میخوام بهش اعتراف کنم چون میخوام همراه اون ب ارزوم برسم....
....
+ساعت ۷ بود رفتم اماده شم چون ۸ باید اونجا باشم رفتم و ی دوش ۵ دقیقه ای گرفتم و سریع موهامو خشک کردم رفتم تا ی لباس ساده انتخاب کنم (لباس اسلاید بعد)...
(ساعت ۸)
توی خیابون منتظر بچه ها بودم ک اومدن
(رایا÷سلین$)
÷$سلام
+سلام دیر اومدین
÷ور ور اضافه نکن ب موقع اومدیم
+هرسه زدیم زیر خنده....بچه ها اگ بازم اون پسره ی ...سانسور... بیاد چی؟
$خب دوست داره ولش کن
+ چی چیو دوسم داره
÷فک نکن ما نمدونیم ک دوسش داری مگ ما خریم :|
+چ..چی
÷تو،دوسش،داری(شمرده شمرده گف)
+ح..حرف الکی نزن
÷حالا ت فک کن ما الکی میگیم
$بریم دیر میشه
-ساعت ۸ و پنج دقیقه بود ک رسیدم ...هوففف خوبه هنوز شروع نشده...
+اهنگ شروع ب بخش شد و همه محو تماشا شده بودن منم شروع ب رقص استرس داشتم ولی خوشحال از اینک همه خوششون اومده...
(بعد از دنس)
+همه رفته بودن و فقط من بودم و خیابون تاریک ...همون طور ک تنهایی برمیشگشتم دوتا مرد جلوی راهم سبز شدن....
-بعد از اجرا کاری کردم ک فک کنه من رفتم و بعدش ک تنها رف رفتم دنبالش..
....
+از ترس ب زور اب دهنمو قدرت دادم و عقب عقب میرفتم خواستم فرار کنم ک بزور منو با خودشون بردن
+ولم کنینننن ازم چی میخوایننن هااننننن
€زیادی حرف میزنی بچه..
+کمککککک کمکککککک ...
£اون اِتِر کجاس اینو خفه کنیم
+کمککککک تروخدا نجاتم بدین (با گریه)
-داشتم میرفتم دنبالش ک دیدمش ...
-ولش کنیننننن ...سانسورااااا....(اوه شت😂)
+ج...جیهوپپپپ کمکککک
£ت کی هسی دیگ؟
€اون اِتِرو بده
£بگیر...
€اها بیهوش شد ...خب حالا بگو ت کی هسی
-من هه...سریع ب سمتشون دویدم و حمله کردم هر دو ی جا اوفتاده بودن و بیهوش
بدن بیجون سو رو بلند کردم ...براید استایل بغلش کردم و بردمش خونم توی راه همش باهاش حرف میزدم ولی جوابی نمیداد
-سو ...سو..تروخدا چشاتو وا کن لطفا
بردمش خونم و گذاشتمش روی مبل...بعد از چند دقیقه چشاشو وا کرد
+ج..جیهوپ! من؟اینجا؟؟؟اخه...
-هیسسس دیگ تنها بیرون نمیری با دوس پسرت میری
+د...دوس پسرم کجا بود...
-اینجا
+هان؟
-دوس پسرت همینجاس
+چی میگی کدوم دوس پسر اصن من دوس پسر ندرم
-من دوس پسرتم دیگ
+بله :|
-دیگ ولت نمیکنم...دوست دارم
(بغلش کردو اعتراف کرد)
+منم...منم دوست دارم...پس بیا باهم ب رویامون برسیم...
-باوشه...
.......
...پایان...
.............
𝓽𝓱𝓮 𝓪𝓷𝓭
.............
- ۳۹.۵k
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط