ویو ات

ویو ات
#زمان_ حال
کوک: که این طورر
ات: اره
کوک: ب پا هم پیر شن
ات: ایشاللهه
کوک: تهیونگ کی میاد
‌کوک زنگ زد ب تهیونگ
ته: ها( خنده
کوک: وای خدا باز چی شده سر خ شی
ته: جیمین
کوک: مرده؟
ته: ن
کوک: از عشق قش کرده؟
ته: ن
کوک: مسته؟
ته:اره ولی خب یچی دیگس
کوک : پس چی بنال
ته: میخواد خودشو پرت کنه پایین
کوک: چی از کجا؟
ته: گفتم که مسته فک میکنه ارتفاع تخت تا زمین زیاد داره خود کشی میکنه(از خنده مرد😂😂
کو: کوفف جمش کن اونو الان خودشو میکشه( خندهه
ته: ته تهش سرش یکم ضربه میبینه
کوک : اونم جیمین سگ جون تر از ایناس
کوک داش با تهیونگ حرف میزد که جویی با لباس اماده امد پایین
ات: کجا
جویی: میگم بعدا
و رف بیرون
دیدگاه ها (۵)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

پارت ۴

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

پارت۱۰|تاج و خونخیلی هاتون گفتین چرا جیمین این کارو کرد. خب...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط