فرشته ی من
فرشته ی من
ویو رزی صبح
با صدای بهم خوردن پنجره از خواب بیدار شدم
جیمین هنوز خواب بود
هوووف چقد میخوابه
نگا اونرو کردم دیدم پنجره باز بود چون باو میومد میخورد بهم
رفتم سمتش و بستمش
رفتم پایین
خب الان من سر از مواد غذایی های این آدما خبر ندارم چیکار کنم....
وایسا توی حیاط چند تا درخت میوه هست
به سمت حیاط رفتم بهه
یه سبد برداشتم رفتم از دخترا میوه چیدم و به سمت آشپزخونه راه افتادم
خب الان سه چیزی دست کنم انگشتاش لم باهاش بخوره
یهو یه صدای تقه از بالا اومد
چیبود
بیخیال حتما خیالاتی شدم دوباره به کارم ادامه دادم
ویو جیمین
اخخخ
چقد زیرم سفته کمرم شکست
به خودم اومدم دیدم پیچیده شدم توی ملافه و روی زمینم
جیمین:آخ....ایی کمرم
به زور بلند شدم
جیمین:رزی کوش؟
رفتم پایین
دیدم صدای یه نفر میاد که داره اهنگ میخونه
بیشر رفتم پایین که دیدم رزیه
چه صدایی داره نمیدونستم
رفتم پیشش
جیمین:داریچی درست میکنی
رزی:یا خدا....وای توف بهت ترسیدم
نمیتونی حرف بزنی وقتی میای یا لالی
جیمین:نه نمیتونم..
رزی:میتونی که یه صدا از خودت در بیاری
جیمین:اینم نه
رزی:عه
جیمین:آره
رزی:باشه
جیمین:باشه
رزی:اوکی
جیمین:چشم
رزی.....عهه بسه دیگه
جیمین:غلط خوردم
رزی:غلط خوردنی نیست کردنیه(مدیونید اگه فکر کنید منحرفم)
جیمین:عهه
رزی:ارهه
رزی:ایییش برو بابا
جیمین:خونه خودمه میخوای از آشپز خونه خونه خودم بیرونم کنی.؟
رزی:وای خدا...کمک
جیمین:تو خودت فرشته ای جاده جمبلی
بکن خودتو نجات بده
رزی:ببین الان با همین جودو جمبل میکنمت یه جوجه
جیمین:نه بابا....دیگه این کارارو نمیتونی بیخیال
رزی:میخوای نشونت بدم
جیمین:اگه راست میگی بکن
رزی:باشه دارم برات
جیمین:اااا....دیدی نتونستی
رزی:گفتم گناه داری وگرنه نشونت میدادم
جیمین:نمیخواد دلت برا من تنگ بشه راست میگی کاریو که گفتی انجام بده
رزی:........بیا
جیمین:🐤🐥
رزی:از بس لجبازی الان باید تا شب واسسی تا به حالت اول برگردی
ویو رزی
یهو جیمین پریو روی سرم بهم نوک میزد
ولی درد نداشت
رزی:نکن...درد نداره
با دستم گرفتمش گذاشتم رو اپن
هی جیک جیک میک د تای خدا چه ناز شده فک کن اون جیمین سرد و خشن شده یا جوجه
رزی:کوچولو....یتتبححشوقوبت
جیمین:🐥🐥🐥(وقتی که ایموجی رو میزارم یعنی جیمین داره صدا جوجه در میاره در میاره)
رزی:وای خدا خیلی خنده دار شدی(خنده)
جیمین:🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥
رزی:باشه باشه اروم باش
بیا......ادامه دارد
ویو رزی صبح
با صدای بهم خوردن پنجره از خواب بیدار شدم
جیمین هنوز خواب بود
هوووف چقد میخوابه
نگا اونرو کردم دیدم پنجره باز بود چون باو میومد میخورد بهم
رفتم سمتش و بستمش
رفتم پایین
خب الان من سر از مواد غذایی های این آدما خبر ندارم چیکار کنم....
وایسا توی حیاط چند تا درخت میوه هست
به سمت حیاط رفتم بهه
یه سبد برداشتم رفتم از دخترا میوه چیدم و به سمت آشپزخونه راه افتادم
خب الان سه چیزی دست کنم انگشتاش لم باهاش بخوره
یهو یه صدای تقه از بالا اومد
چیبود
بیخیال حتما خیالاتی شدم دوباره به کارم ادامه دادم
ویو جیمین
اخخخ
چقد زیرم سفته کمرم شکست
به خودم اومدم دیدم پیچیده شدم توی ملافه و روی زمینم
جیمین:آخ....ایی کمرم
به زور بلند شدم
جیمین:رزی کوش؟
رفتم پایین
دیدم صدای یه نفر میاد که داره اهنگ میخونه
بیشر رفتم پایین که دیدم رزیه
چه صدایی داره نمیدونستم
رفتم پیشش
جیمین:داریچی درست میکنی
رزی:یا خدا....وای توف بهت ترسیدم
نمیتونی حرف بزنی وقتی میای یا لالی
جیمین:نه نمیتونم..
رزی:میتونی که یه صدا از خودت در بیاری
جیمین:اینم نه
رزی:عه
جیمین:آره
رزی:باشه
جیمین:باشه
رزی:اوکی
جیمین:چشم
رزی.....عهه بسه دیگه
جیمین:غلط خوردم
رزی:غلط خوردنی نیست کردنیه(مدیونید اگه فکر کنید منحرفم)
جیمین:عهه
رزی:ارهه
رزی:ایییش برو بابا
جیمین:خونه خودمه میخوای از آشپز خونه خونه خودم بیرونم کنی.؟
رزی:وای خدا...کمک
جیمین:تو خودت فرشته ای جاده جمبلی
بکن خودتو نجات بده
رزی:ببین الان با همین جودو جمبل میکنمت یه جوجه
جیمین:نه بابا....دیگه این کارارو نمیتونی بیخیال
رزی:میخوای نشونت بدم
جیمین:اگه راست میگی بکن
رزی:باشه دارم برات
جیمین:اااا....دیدی نتونستی
رزی:گفتم گناه داری وگرنه نشونت میدادم
جیمین:نمیخواد دلت برا من تنگ بشه راست میگی کاریو که گفتی انجام بده
رزی:........بیا
جیمین:🐤🐥
رزی:از بس لجبازی الان باید تا شب واسسی تا به حالت اول برگردی
ویو رزی
یهو جیمین پریو روی سرم بهم نوک میزد
ولی درد نداشت
رزی:نکن...درد نداره
با دستم گرفتمش گذاشتم رو اپن
هی جیک جیک میک د تای خدا چه ناز شده فک کن اون جیمین سرد و خشن شده یا جوجه
رزی:کوچولو....یتتبححشوقوبت
جیمین:🐥🐥🐥(وقتی که ایموجی رو میزارم یعنی جیمین داره صدا جوجه در میاره در میاره)
رزی:وای خدا خیلی خنده دار شدی(خنده)
جیمین:🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥🐥
رزی:باشه باشه اروم باش
بیا......ادامه دارد
- ۳.۴k
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط