♧گل خار دار♧

♧گل خار دار♧
★P①①★
و خودمم رفتم خوابیدم (پرش زمانی چند ساعت بعد) از خواب بیدار شدم ی نگاه ب ساعت انداختم ساعت ۷ بود و یونگی داشت شامو درست میکرد آروم از رو تخت بلند شدم و رفتم سمت آشپزخونه پیشه یونگی
×عه سلام ا.ت خوبی
+اوم سلام آره بد نیستم
×بیا شام بخوریم و بعد با هم میزو چیدیم و شروع ب خوردن کردیم بعد تموم شدن شام با هم سفره رو جمع کردیم ک یونگی گفت
×من میخوام فیلم بزارم میای با هم ببینیم؟ خب از اونجایی که خوابیده بودم دیگه خوابم نمیبرد
+اوم آره و یونگی ی فیلم ترسناک گذاشت و با هم دیدیم که بعد چند مین ی جای ترسناک اومد ک از ترس جیغ کمی زدم و رفتم تو بغل یونگی متوجه نگاه تعجب آمیز یونگی شدم و خودمو ازش جدا کردم
+اوم ببخشید ی لحظه ترسیدم
×عب نداره و با هم فیلمو دیدیم نمیدونم چی شد ک یهو خوابم برد
~ویو یونگی~
فیلم تموم شد ولی صدایی از ا.ت نمیومد ی نگاه بهش کردم ک دیدم خوابیده آروم بغلش کردم و گذاشتمش رو تخت و تلویزیون رو خاموش کردم و خودمم رفتم رو تخت پیش ا.ت و خوابیدم
دیدگاه ها (۲)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت» مامان رفت تو اتاقش...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

پارت۳

سناریو سو پارت دوم

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

ادامه سناریو

همسر غیره منتظره

سرنوشت پارت (۱۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط