پارت ۱۱

کوک .. سلاممم من اومدم خونه
آت.. سلام
کوک.. بیا اینا برا توعه میزارم تو اتاقت
آت.. باش مرسی
کوک.. خواهش
آت.. کوکی میشه من تنها چند روز برم مسافرت با دوستم؟ تلو خدا
کوک.. دوستت پسره یا دختر
آت.. دختر
کوک .. اسمش چیه
آت.. آهیون
کوک.. قابل اعتماد هست
آت.. اره از بچگی باهاش دوستم در ضمن دختر خالم هست
کوک.. اممم نه
آت.. چرا
کوک .. حداقل بادیگارد باید همرات باشه
آت.. عه باش
آت رفت بهش زنگ زد و گفت نیم ساعت دیگه بیاد دنبالش
آت.. من میرم آماده شم
کوک.. باش
آت.. بای بای
کوک .. اول بیا بغلم
آت.. من بغلی نیستم
کوک.. وای یادم رفت باش بای بای
آت رفت
آهیون .. اول بریم خوراکی بخریم
آت.. اره
رفتن خوراکی خریدن و بادیگارد ها هم پشت ماشینشون بودن با ماشین خودشون
آت.. جا نمیشه باید بریزیم تو صندوق
اهیون .. اره
🪼
🪼
🪼
میشه لایک کنی برا پارت بعد؟
دیدگاه ها (۰)

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)(وقتی به عنوان دختری که با ...

پنهان عشق

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

#برادر ناتنی من

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط