{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتفاقات بد پیش میان

اتفاقات بد پیش میان
تا بزرگت کنن
اونقدر که هربار بتونی
خاطرات تلخ تری رو هضم کنی
یک روزی، یک کم سن و سالی
میشینه رو به روت
و بهت میگه تو از حالم
از عشقی که بهش دچارم،
هیچ نمیفهی
و تو با بغض بهش لبخند میزنی.
- ♡
دیدگاه ها (۴)

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

بیوگرافی اوسی/ تاناکا هیکاری/ اوسی شیطان کش

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

برده عمارت جئون

رمان :(مان تا وقتی که عاشقت شدم )

part : 19+ داری چیکار میکنی کورالین ؟* معذرت میخوام خانم ......

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط