the end of time after him....part 2

ناتاشا: که ناگهان یک کتاب خیلی بزرگ افتاد روی زمین اول ترسیدم ولی بعد یه گربه سیاه بالای قفسه دیدم
کتاب رو برداشتم کتاب خیلی قدیمی بود
دستی روی کتاب کشیدم هیچ چیزی روی
جلد کتاب ننوشته بودن
کتاب رو باز کردم ولی با خوندن
نوشته روی اون کتاب متعجب شدم
اطلاعات شخصیم توی کتاب نوشته شده بود
اسم : ناتاشا
فامیل : ناتاشا بارنز
اعضای خانواده: یک خواهر دوقلو به اسم ساشا ، یک پدر به اسم تام و یک مادر به اسم سوفیا
گروه خونی :A
...
ناتاشا : وقتی کتاب رو دیدم باورم نمی شد
باز کتاب رو ورق زدم اطلاعات شخصی دوست صمیمیم ساشا رو نگاه کردم
اسم : ساشا
فامیل : بازنز
اعضای خانواده: یک خواهر دوقلو به اسم ناتاشا و یک مادر به اسم سوفیا و یک پدر به اسم تام و یک مادر ناتنی به اسم دوروتی

ناتاشا: امکان نداره من تک فرزندم و همین طور ساشا خواهر من نیست

ناتاشا ویو : نگاهی به پسر کردم کتاب رو
برداشتم و بردم و ازش پرسیدم
که این کتاب چیه

پسره : متاسفانه پدر من قبلا اینارو از
توی سنگ قبر ها و غار ها و جا های متروکه پیدا می کرد الان هم مرده منم چیزی نمی دونم فقط وسایل رو میفروشم

ناتاشا : آها باشه

ناتاشا ویو : کتاب رو باز کردم که یه کاغذ کوچیک که خیلی هم نو بود توی کتاب پیدا کردم ...
دیدگاه ها (۲۰)

وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت می‌شد...

اوسیه شیطان کشم (والا خودم ازش خیلی خوشم میاد)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

اسم رمان : تقدیر در کلاس درسنقش های اصلی: سونیک خارپشت💙💙 شَد...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۵۰ | پایان پروندهویو جونگ‌کوکچند دقیقه بود هیچ‌کس حرف ن...

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "44""ویو پارک آنجلینا"صبح ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط