گریه کردم،گریه هم این بار آرامم نکرد/باخیالت راه رفتم در
گریه کردم،گریه هم این بار آرامم نکرد/باخیالت راه رفتم در اتاق خالی ام،عکس های مانده بر دیوار آرامم نکرد/شعر خواندم،شعر گفتم،صد غزل،صد مثنوی،عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد/خواستم یک بار دیگر دل ببندم،شاید او،دل سپردن از سر اجبار آرامم نکرد/خسته بودم چشمهایم نای خوابیدن نداشت، فکرهای تا سحر بیدار آرامم نکرد/عاقبت دل کندم از دل بستن و چیزی به جز،سر سپردن به طناب دار آرامم نکرد....
- ۲.۵k
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط