گریه کردم،گریه هم این بار آرامم نکرد/باخیالت راه رفتم در

گریه کردم،گریه هم این بار آرامم نکرد/باخیالت راه رفتم در اتاق خالی ام،عکس های مانده بر دیوار آرامم نکرد/شعر خواندم،شعر گفتم،صد غزل،صد مثنوی،عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد/خواستم یک بار دیگر دل ببندم،شاید او،دل سپردن از سر اجبار آرامم نکرد/خسته بودم چشمهایم نای خوابیدن نداشت، فکرهای تا سحر بیدار آرامم نکرد/عاقبت دل کندم از دل بستن و چیزی به جز،سر سپردن به طناب دار آرامم نکرد....
دیدگاه ها (۳)

گریه کردم، گریه هم این بار آرامـــم نکـــرددارو خوردم، دارو ...

گریه کردم، گریه هم این بار آرامـــم نکـــرد دارو خوردم، دارو...

..گریه کردم، گریه هم این بار آرامم نکرد قرص خوردم، قرص مُرفی...

گریه کردم، گریه هم این بار آرامـــم نکـــرد دارو خوردم، دارو...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ـ هر چه ـ آه ا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهر چه کردم - هر چه - آه ...

گریه کردم گریه هم این‌بار آرامم نکردهرچه کردم... هرچه... آه!...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد هرچه کردم ـ هر چه ـ آه ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ـ هر چه ـ آه ا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم، هرچه آه، انگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط