{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کردم، گریه هم این بار آرامـــم نکـــرد

گریه کردم، گریه هم این بار آرامـــم نکـــرد
دارو خوردم، دارو مُرفین دار آرامـــم نکـــــرد
با خیالــت راه رفتـــم در اتاق خالــــی ام
عکـــــس های مانده بر دیـــوار آرامم نکــــــــرد
شعر خواندم، شعر گفتم -صد غزل، صد مثنوی
عشق و شعر و دفتر و خودکارم آرامم نکرد
خواستـــم یک بار دیگر دل ببندم، شاید او
دل سپـــــردن از سرِ اجبار آرامم نکــــــرد
خسته بودم، چشم هایم نای خوابیدن نداشت
فــــکرهای تا ســـــحر بیدار آرامـــم نکـــــرد
خسته بودم از خودم، از زندگی، از شعرهایم
خسته بودم،چای با قهوه آرامم نکـــــرد
عاقبت دل کندم از دل بستن و چیزی به جز
سر ســــپردن به طناب دار آرامم نکـــــرد
دیدگاه ها (۹)

به نام خدا سلام ... دلم برا عزیزانم خیلی تنگ شده

اول بشی آخر بشی دوست دارم

اگر دروغ رنگ داشت؛ هر روز شاید، ده ها رنگین کمان، در دهان ما...

از همه تشکر میکنم اما دوست دارم هر کی لایک میکنه یه کامنت هم...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 186✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط