کپی ازپست aferat#بنشین.رفیق! تا که کمی درد دل کنیم

کپی ازپست aferat#بنشین.رفیق! تا که کمی درد دل کنیم
اندازه‌ی تو هیچ کسی #مهربان نبود

اینجا تمام حنجره‌ها #لاف می‌زنند
#هرگز کسی هرآنچه که می‌گفت، آن نبود!
گشتم، نبود، نیست... تو هم بیشتر نگرد!
غیر از خودت، که با غزلم همزبان نبود

دیشب دوباره – از تو چه پنهان – دلم گرفت
با اینکه پای هیچ کسی در میان نبود!
دیدگاه ها (۰)

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

میبخشی پارت ۵

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

اتاقی که وجود نداشت (part2)ا/ت تا صبح نخوابید.هر بار که چشم‌...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

معامله33جونگ‌کوک با شیطنت لبخند زد.«شوخی کردم... من نمیام. م...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط