{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
.بعد تو منظره ی کوچه ی مان فرق نکرد
پنجره،چهره ی من،سوز اذان فرق نکرد
سر هر پیچ که عمدا به تو بر می خوردم
سرخی صورت من از هیجان فرق نکرد
بعد تو مادرم از عشق مرا می ترساند
حس من زیر قدم های زمان فرق نکرد
بی تو درگیر خیالات پر از درد شدم
روی بوم غزلم رنگ خزان فرق نکرد
روز و شب خوانده شدی در دل هر تصنیفی
بعد تو سوز قمر،لحن بنان فرق نکرد
مردی از جنس تو در قصه ی من مانده هنوز
سالها رفت،ولی مرد جوان فرق نکرد
هر چه می خواستم از شب به حقیقت پیوست
روز شد چهره ی بی رحم جهان فرق نکرد
دیدگاه ها (۲)

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نش...

‌نقش درخت خشک را بازی میکنم..نمیدانم چشم انتظار بهار باشم..ی...

میروی ای جان جانان ، تا کجا با ساز دل؟باز هم شعر تــــو و در...

گاهی اوقات دلم کنج قفس می گیرد گاهی اوقات هوا راه نفس می گیر...

p13صبح روز بعد...تهیونگ در بیمارستان مشغول کار بود.ذهنش هنوز...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط